آینده سوریه: یک منازعه منجمد

نویسنده: ساموئل رامانی

ترجمه: فرزانه کیانی

در 30 ژانویه، مذاکرات سوچی در خصوص آینده سیاسی سوریه به نتیجه نرسید. با وجود اینکه سیاستمداران روسیه در ابتدا به مذاکرات خوشبین بودند و معتقد بودند که چارچوب سوچی باعث تقویت گفتگو بین طرفداران بشار اسد( رئیس جمهور سوریه) و گروه های مخالف سوری خواهد شد، اما مخالفان سنی و نیروهای ملی گرای کرد، مذاکرات را تحریم کردند.

مذاکرات نیز سوچی تنها چند هفته پس از شکست دست آورد های مذاکرات ژنو و آستانه در خصوص کاهش تنش میان طرفین مخالف در سوریه به نتیجه نرسید، چشم انداز اجرای سریع یک معاهده صلح سوریه از بعید به نظر می رسد.

این ارزیابی ناخوشایند ناشی از عدم تمایل هر دو گروه طرفدار اسد و طرفدار اپوزیسیون برای پذیرش منطقه کاهش تنش نظامی و بالا بودن منافع رقابت در این ائتلاف ها است که مانع یک معاهده صلح پایدار در این خصوص می شود. اگر چه برقراری رسمی مناطق کاهش تنش در سپتامبر سال 2017  در سوریه با حمایت گسترده بین المللی همراه بود،با این حال بازیگران در هر دو طرف درگیری این توافقنامه برای مبارزه با تهدیدات امنیتی متصور نقض کرده اند.

برخی از جناح های کرد، مانند گروه های شبه نظامی حزب اتحاد دموکرات (PYD) و یگان های مدافع خلق  (YPG)، مانع تلاش های بین المللی برای ایجاد یک منطقه بدون تنش در منطقه شمال عفرین سوریه شده اند. این سیاست ها باعث شد که ارتش ترکیه در  راستای امن کردن مرز ترکیه با سوریه در عفرین مداخله نماید.

در موضوعات پیچیده تر، جناح های مخالف سوری از پذیرش یک توافق سیاسی که شامل اسد است، خودداری نمودند و تلاش کردند تا با استفاده از نیروی نظامی، ذخایر سرزمینی باقی مانده خود را حفظ کنند. حتی اگر هر دو حزب طرفدار اسد و اپوزیسیون در نهایت به این نتیجه برسند که اهدافشان تنها با استفاده از نیروی نظامی قابل دستیابی نیست و با آتش بس موافقت نمایند، رقابت منافع در این جناح ها احتمال اجرای یک توافق صلح در سوریه را تضعیف خواهد کرد.

در بلوک طرفدار اسد، سیاستگذاران روسی و ایرانی بر سر نظام سیاسی که پس از جنگ داخلی سوریه باید شکل بگیرد اختلاف نظر دارند. روسیه می خواهد یک سیستم فدرال ایجاد کند که کنترل اسد بر بزرگترین شهرهای سوریه را به رسمیت می شناسد، در حالیکه ناسیونالیست های کردی و جناح های مخالف سنی خودمختاری را در مناطق نفوذ خود انتخاب نموده اند. دولت ایران مخالف این مصالحه است؛ زیرا تهران مخالف هر گونه توافق سیاسی است که کنترل اسد بر کل سوریه را به رسمیت نمی شناسد.

در میان بازیگران ضد اسد نیز اختلافات مشابهی در مورد توازن ایده آل قدرت در سوریه بازسازی شده وجود دارد. واشنگتن در در روند صلح نقش مهمی دارد و اسد را به عنوان یک نماینده ایران در نظر می گیرد و احتمالا همچنان اقدامات نظامی را در راستای جلوگیری از بازگشت اسد به خاک سوریه ادامه خواهد داد.

ترکیه دیدگاه واشنگتن درباره عدم مشروعیت اسد را قبول دارد اما مخالف حمایت نظامی ارتش ایالات متحده از جناح های کرد و ایجاد منطقه خودمختار کردی در کردستان سوریه است.

شورای همکاری خلیج فارس (GCC) بعید است که در طول معاهده صلح سوریه یک جبهه واحد ایجاد کند. جهت گیری و تمایل سکولار امارات متحده عربی می تواند باعث مخالفت با توافقی سیاسی شود که قدرت سیاسی قابل توجهی را به جناح های اخوان المسلمین سوریه واگذار می کند.

از آنجا که عربستان سعودی و قطر همچنان با استفاده از ابزار نظامی از سرنگونی اسد حمایت می کنند، بعید است در مذاکرات صلحی شرکت کنند که طرفدار باقی ماندن اسد در قدرت باشد.

عدم پذیرش یک معاهده صلحی که به اندازه کافی منافع متقابل همه ذینفعان اصلی در درگیری های سوریه را تامین می کند، متضمن این نکته است  که به احتمال زیاد یک درگیری درازمدت در سوریه در پیش خواهد بود. این سناریو هژمونی سیاسی اسد را در بخش اعظم سرزمین سوریه به ارمغان می آورد و جنگ داخلی سوریه را به یک درگیری شدید پراکنده تبدیل می کند. با این حال، قدرت واقعی سیاسی اسد محدود خواهد بود زیرا او دائما مجبور به دفاع از قدرت خود در برابر شورشیان سنی است که منجر به تضعیف قدرتش می باشد و در مقابل ملی گرایان کردی قراردارند که در جستجوی جدایی طلبی از کشور شکننده سوریه هستند.

ایجاد یک درگیری منجمد در سوریه از سه راه اصلی بر محیط ژئوپلتیک خاورمیانه تأثیر می گذارد. اولا، روسیه به عنوان ضامن اصلی ثبات و اتحاد کشور در سوریه ظاهر خواهد شد. یک سناریوی جنگ منجمد، پایگاه نیروی دریایی روسیه در طرطوس و پایگاه هوایی حمیمیم را حفظ خواهد کرد و کمک های قابل توجه نظامی برای اجرای قدرت در سوریه را به مسکو می دهد. اگر ناآرامی های مردمی در سوریه از بین برود، به احتمال زیادروسیه از حضور نظامی خود برای تقویت موقعیت اسد استفاده خواهد کرد و این در حالیست که از دیپلماسی استفاده می کند تا مانع تشدید مجدد جنگ داخلی در سوریه شود. مسکو توانسته است چنین تعادل هایی را در دیگر مناطق حساس(مانند قره باغ و شرق اوکراین) نیز حفظ نماید و به خوبی برای کسب نتیجه مشابه در سوریه نیز کاملا آماده است.

دوما، این منازعه منجمد احتمالا باعث می شود سوریه تبدیل به یک پراکسی در منازعه میان ایران و عربستان برای برتری منطقه ای شود.

از آن جا که  ریاض به شدت مخالف حفظ قدرت اسد است عربستان سعودی می تواند از جناح های مخالف سنی در سوریه حمایت مالی به عمل آورد که مشروعیت اسد را رد می کنند و هژمونی ایران بر سیستم سیاسی سوریه را نادیده بگیرد. این گروه های مخالف افراطی می توانند از حمایت مالی عربستان برای ایجاد شورش در مناطق تحت کنترل رژیم اسد استفاده کنند.

اگر اسد در تلاش باشد تا بطور یکجانبه با خشونت فرقه ای  در سوریه مقابله کند،  ایران احتمالا از دخالت نظامی هدفمند به نفع دمشق استفاده می نماید. از آن جا که احتمالا دخالت ایران موجب کاهش منابع نظامی این کشور و بصورت بالقوه موجب  نا آرامی در داخل از طرف انزواطلبان خواهد شد، عربستان سعودی از تضعیف قدرت اسد برای تضعیف ایران و تضعیف نفوذ تهران بر کشورهای دیگر خاورمیانه بهره خواهد برد.

 سوم، اجرای یک معاهده صلح که به بصورت دوفاکتو به مناطق کردی سوریه خودمختاری را بدون شناسایی دوژوره دهد می تواند وضعیت دائمی بی ثباتی دائمی  در مرز شمالی سوریه با ترکیه را ایجاد کند. برای محافظت از این مرز، نیروهای ترکیه ممکن است نیاز به دخالت نظامی دوره ای در سوریه داشته باشند مشابه عملیاتی که سال 2015 ترکیه علیه گروه هایی از حزب کارگران کردستان (PKK) در شرق ترکیه انجام داد. از آنجا که اقدامات تلافیجویانه علیه اقدامات نظامی آنکارا در عفرین تلفات غیرنظامیان در ترکیه را به همراه داشته است، دولت ترکیه به احتمال زیاد مجبور خواهد شد تا مرز خود با سوریه را به منظور جلوگیری از حملات تروریستی آینده در اختیار داشته باشد.

اگر چه جامعه بین المللی چندین پروسه صلح را برای جذب گروه های رقیب سوریه به میز مذاکره و دستیابی به یک توافق سیاسی دوامدار راه اندازی کرده است، عدم تمایل هر دو طرف به افزایش عملیات نظامی و منافع رقابت کننده بین بازیگران بین المللی رقیب این تلاش ها را متوقف کرده است.

حتی اگر جامعه بین المللی شروع به مذاکرات صلح آمیز بی شماری به هدف آوردن و نشاندن احزاب رقیب سوری پای میز مذاکره و دستیابی به معاهده صلح آمیز سیاسی نماید، عدم تمایل هر دو جناح به کاهش عملیات نظامی خود و رقابت منافع بین بازیگران بین المللی رقیب مانع پیشرفت این تلاش ها است. از آن جا که یک اجماع بین المللی بر سر آن که سوریه بازسازی شده چگونه باید باشد غیر محتل به نظر می رسد، به احتمال زیاد جنگ داخلی سوریه برای تبدیل شدن به یک منازعه منجمد آماده است.از این خط سیر اطمینان حاصل می شود که سوریه در سالهای آینده یک کشور شکننده و بی ثبات در خاورمیانه باقی خواهد ماند.

 

 

  **مسئولیت صحت و سقم مطالب موجود در یادداشت ها، مقالات و مصاحبه های منتشر شده در سایت به عهده نویسنده بوده و انتشار آنها الزاما به معنی تایید مطلب یا بیانگر دیدگاه های موسسه نمی باشد.

 

 

e-max.it: your social media marketing partner

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید