اصلاحات در عربستان:تضعیف کانون های سنتی قدرت و تقویت جایگاه ولیعهد 

دکتر مصطفی مطهری 

عربستان سعودی در زعامت و مدیریت محمد بن سلمان به دنبال تجربه کردن روشی منحصر به فرد در تاریخ سعودی است. در واقع علم به وجود نسل جوان و مطالبات اجتماعی فرهنگی آنها به سمت و سوی مدرن شدن کشورِ محافظه کار و قبیله ای عشیره ای سعودی از سوی ولیعهد موجب شکل گیری تصمیم مذکور در قالب سیاست اصلاحات شده است؛ از این رو با تبعیت از محمد بن سلمان از سوی این نسل تجدیدنظر طلب سعودی در سطح جامعه در این کشور و استفاده و تاکید ویژه محمد بن سلمان بر این جامعه هدف (جوانان و زنان و مطالبات آنها) در راستای عملیاتی سازی اهداف خود از تثبیت و تحکیم قدرت خود تا حذف و تنبیه رقبای داخلی اش، مطالبات آنها شکل واقعی تری به خود گرفته است.

بطوریکه رهبری محمد بن سلمان با ویژگی هایی از قبیل ساختاری مدیریتی در درون نظام سیاسی سعودی اگرچه معرف پوست اندازی در کالبد و جسم و جان خاندان حاکم در عربستان است اما از بعد تلاش برای ایجاد تغییرات و تحولات در این کشور از بازبینی در احکام سنتی مذهبی نسبت به موضوعات اجتماعی سیاسی مدنی فرهنگی گرفته تا اقدامات متهورانه وی در پی اعطای حقوق مدنی به زنان و جوانان در عرصه اجتماعی اداری و مدیریتی به محمد بن سلمان شخصیتی انقلابی با میدان کنشگری وسیعی اعطا کرده است.

با این حال باید توجه داشت که روند اصلاحات سیاسی کنترل‌شده در سعودی در نزدیک به یک سال اخیر برای بسیاری حیرت‌انگیز بوده است. اگر چه تضمین منافع اقتصادی و سیاسی و افزایش امنیت ولیعهد و خاندان حاکم (آل سلمان پادشاه فعلی سعودی) و تلاش برای نشان دادن رهبری قوی و متهور و جسور با مدیریت و آینده نگری بالا از سوی محمد بن سلمان از خود از جمله انگیزه‌های این اصلاحات بوده است؛ با این اوصاف نیز هنوز، روند این اصلاحات و تحولات با دشواری‌ها و موانعی داخلی ویژه ای از سوی گروه های قدرت و تولید کنندگان قدرت مانند شاهزادگان سعودی و مفتیان وهابی روبرو است.

باید خاطر نشان کرد که اصلاحات انقلابی در سعودی که به همت محمد بن سلمان ولیعهد سعودی با انگیزه ها و اهداف فردی و گروهی منتسب به وی در حال انجام است اگر چه سریع و به ظاهر انقلابی در حال به انجام بوده است ولی شواهد و علائم موجود از اجرای این اهداف اصلاحی از سوی محمد بن سلمان گواه این است که این اصلاحات با ویژگی های بطئی و مرحله ای و پلکانی در حال اجرا بوده و است. در واقع ولیعهد جوان سعودی، با اولویت بندی از موضوعات با درجه بندی از حساسیت زا و یا کمتر حساس بودن آن در نزد کلونی های قدرت و یا حامیان سنتی قدرت، گام در مسیر فعلی از اصلاحات قرار داد. 

از این رو است که به رغم همه محدودیت‌ها و تنگناهای آشکار و نهانی که محمد بن سلمان در رژیم سعودی با  آن مواجهه بوده است اصلاحاتی را شروع کرده است که سرعت و ابعاد آن در مقیاس نظام سنتی قبیله ای سعودی بسیاری را به شگفتی واداشته است. وجود شاخص هایی از قبیل تفاهم و تعامل نسل‌های جدیدتر، انگیزه‌هایی برای حفظ منافع، تغییر و و جابجایی در الیگارشی های مدیریتی در سعودی از جمله ویژگی های اساسی و کلیدی روند آغاز شده موجود در سعودی است. بطوریکه اتخاذ رویکردهای ملی گرایانه با تقویت هویت عربی در عربستان از سوی ولیعهد در همین راستا قابل تحلیل است.

در واقع محمد بن سلمان با مطرح سازی و برجسته کردن هویت ملی به عنوان بخشی مهم که دارای جایگاهی تعیین کننده در  برنامه اصلاحی است  از یکسو درصدد تضعیف هویت دینی یا هویت وهابی ریشه دوانده در درون ساختارهای قدرت سیاست و اجتماع در این کشور است و از سوی دیگر می خواهد با تغییر در کانون های قدرت روند انتقال قدرت از دین و مذهب را به ملیت، وفاداری ها در این عرصه از سوی مخالفان و متعرضان به قدرت مفتیان و وابستگان فردی و نهادی آنها را برای خود خریداری کند و روند انحصارگرایی در قدرت را بدون حضور و توجیه شرعی نهاد دین (وهابیت) برای خود پایه ریزی کند؛ به عبارتی با توجه به توضیحات مذکور، محمد بن سلمان با اهداف و برنامه محدودیت سازی و یا حذف رقبای قدرت در سعودی، قبضه قدرت را برای خود در سعودی بدون توجیهات سنتی در این کشور تعبیه و دنبال کرده و می کند.

با این تفاسیر اگرچه نمی توان با قاطعیت گفت روند اصلاحات و تحولات غیر معمول و سنت شکنانه در عربستان سعودی در چنین فاصله کوتاه زمانی تا چه اندازه برگشت پذیر و یا برگشت‌ناپذیر است و دامنه انعطاف اجتماعی دینی - مذهبی و سنتی آن چقدر است و چه خطراتی احیانا آن را (اصلاحات و نتیاج آن را) تهدید می‌کند، اما آنچه را که می توان با قاطعیت گفت این است که تحولات مذکور در ذیل فرماندهی بن سلمان در سعودی یک اصلاحات واقعی از جنس سیاسی آن نیست چرا این تغییرات از درون خاندان حاکم برای این سازمان قدرت و تداوم آن در قامت ولیعهد با ردای پادشاهی در عربستان سعودی است.

در مجموع باید گفت که محمد بن سلمان برای مدرنیزه کردن کشور و عبور دادن عربستان سعودی از یک کشور قبیله ای عشیره که ظواهر مدرنیته را پذیرفته است و بنوعی در میانه  قرون وسطی اسلامی و مدرنیته غرب گرفتار شده است، راس هرم تغییرات را کانون های سنتی قدرت و احکام و رویه های موجود در جامعه عربستان را که مرتبط با کانون های سنتی (نهاد وهابیت) قرار داده است. در واقع وی با ترویج، تشویق، تقویت و حمایت از ایده های تعارضی با این منابع قدرت، نه تنها زمینه های افزایش قدرت و محبوبیت اجتماعی خود را فراهم کرده است، بلکه بسترهای تضعیف و تحدید دامنه قدرتِ منابع و هسته های مرکزی قدرت سنتی در سعودی اعم از وهابیت و شاهزادگان سعودی را نیز نشانه گرفته است. 

 

         **مسئولیت صحت و سقم مطالب موجود در یادداشت ها، مقالات و مصاحبه های منتشر شده در سایت به عهده نویسنده بوده و انتشار آنها الزاما به معنی تایید مطلب یا بیانگر دیدگاه های موسسه نمی باشد.

 

 

 

e-max.it: your social media marketing partner

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید