"حماس و سیاست درهای باز"

مترجم: بهمن شمسی

 

رصد تحولات مصر و اردن نشان می دهد که خشم اسرائیل و نگرانی از بازگشت وحدت فلسطینی، صرفا به دو مؤسسه سیاسی امنیتی آن (فتح و حماس) محدود نمی شود؛ آنگونه که محافل تحقیقاتی و رسانه ای بارها اعلام کرده اند، اطلاعاتی دقبق در دسترس است که از نقشه  و طرح برنامه ریزی شده مصر برای تضعیف حماس در داخل فلسطین طی یک روند طولانی و بلند مدت و از طریق نفوذ به نوار غزه در جریان میزبانی از مذاکرات صلح فلسطین، حکایت دارد.

بدون شک هر فرد طرفدار مقاومت فلسطین و قضایای مرتبط با آن، وقتی متوجه می شود که به تدریج از شدت و حدت تنش میان جنبش حماس و محیط عربی پیرامون آن، به ویژه با مصر که میزبان مصالحه فلسطینیان است، کاسته می شود، احساس آسودگی خاطر می کند. تماس تلفنی اخیر رئیس دفتر سیاسی جنبش حماس "اسماعیل هنیه" با پادشاه اردن "ملک عبدالله"، امری مثبت در روابط اردن حماس محسوب می شود. روابطی که از زمان خروج رهبری جنبش حماس از اردن به سوریه  در دهه 1990 میلادی متشنج شده بود.

رصد تحولات مصر و اردن نشان می دهد که خشم اسرائیل و نگرانی از بازگشت وحدت فلسطینی، صرفا به دو مؤسسه سیاسی امنیتی آن ( فتح و حماس) محدود نمی شود؛ آنگونه که محافل تحقیقاتی و رسانه ای بارها اعلام کرده اند، اطلاعاتی دقبق در دسترس است که از نقشه  و طرح برنامه ریزی شده مصر برای تضعیف حماس در داخل فلسطین طی یک روند طولانی و بلند مدت و از طریق نفوذ به نوار غزه در جریان میزبانی از مذاکرات صلح فلسطین، حکایت دارد. در همین حال، برخی خبرها حکایت از نارضایتی و خشم اردن در تماس تلفنی پادشاه این کشور با محمود عباس دارد؛ ملک عبدالله به دنبال انتشار خبر مصالحه فلسطینی و فقدان حضور اردن در بندهای مصالحه در گفتگوی تلفنی با محمود عباس ضمن ابراز نگرانی، از تلاش حماس برای تسلط بر کرانه غربی و تبعات آن بر اوضاع داخلی اردن سخن گفت؛ دستگا ه های امنیتی اردن همچنان جنبش حماس را در امتداد جماعت اخوان المسلمین در اردن می دانند که از قدرت و حضور  بازیگرانی اردنی الأصل در صحنه فلسطین  برخوردار است.

یک محقق محتاط، به آسانی می تواند متوجه شود که به طور کلی، اهداف اسرائیل از تشدید سردرگمی، نگرانی و تحریک ها در کنار تعیین پیش شرط خلع سلاح مقاومت و عدم حضور حماس در حکومت وحدت ملی برای هرگونه مذاکره با مقامات فلسطینی و یاوه سرایی هایی که با دقت و درایت منتشر می شود، ایجاد و تحکیم اختلاف و جدایی بین طرف های مرتبط با اوضاع فلسطین است. اما شاخص های دیگری که این نگرانی را تقویت می کنند کدامند؟

ممکن است که پیام های مقامات بلند پایه حماس در زمان گفتگوهای جاری در قاهره، این نکته را به ما یادآور شود که آمریکا گفتگوهای صلح فلسطینی را وتو نخواهد کرد. به دنبال آن شاهد اظهارات اخیر دیگر رهبران حماس هستیم که توافق موسوم به "توافق قرن" با اسراییل به منظور صلح و عادی سازی فراگیر روابط اعراب - اسراییل و با حمایت آمریکا را رد کردند، توافقی که  به قضیه فلسطین پایان داده و یکسری همکاری ها و اتحادهای منطقه ای را با هزینه کردن حقوق قانونی ملت فلسطین شکل می دهد.

با اتمام روند مصالحه ، مقامات فلسطین (تشکیلات خودگردان)، در اشاره مستقیم به سلاح مقاومت، آن را خارج از چارچوب حاکمیت فلسطین دانسته و بر عدم اجازه  به تکرار تجربه حزب الله در نوار غزه تأکید کردند. این اظهارات در واقع نادیده گرفتن این امر است که تا کنون دولتی در فلسطین شکل نگرفته است و قوانین و مقررات بین المللی نیز با اذعان به اشغال سرزمین و ملت فلسطین، هرگونه مقاومت وتلاش برای نیل به آزادی خود را حق ملت فلسطین می داند.

جدیدترین مورد از سلسله ناهنجاری هایی که منطقه را به سوی ناآرامی های عجیب و بی سابقه ای سوق می دهد، سخن گفتن از برنامه هایی برای اجرای پروژه های بزرگ در سواحل دریای سرخ  می باشد که تعدادی از کشورهای عربی دراین پروژه عظیم سرمایه گذاری مشارکت دارند، ترجیحا پیاده سازی و توسعه یک چنین پروژه هایی  بدون هماهنگی و همکاری و تقسیم کار با اسرائیل غیر ممکن است.

زمانی که ما در این شاخص های پیش بینی شده  تأمل کرده و آنها را در کنار هم قرار داده و بررسی کنیم، یقینا از اینکه بگوییم همه چیز از قبل حل شده است دچار تردید هستیم؛ همینطور درباره حوادثی که مربوط به مبارزه عربی و تحریم حضور اسراییل از سوی اعراب مطرح است؛ چیزی که به قطعنامه های شورای امنیت در این زمینه هم جواب نداده است. بنابراین ما در مقابل دیدگان خود با انبوهی از سؤالات مواجه هستیم: آیا ما در برابر یک  راه حل واقعی و عادلانه درباره موضوع فلسطین قرار داریم یا در برابر "توافق قرن" پیرامون آن؟ آیا هدف ازبین بردن مقاومت و محو آن در نوار غزه است؟ آیا این همان چیزیست که حاکمان فلسطین پس از دریافت تمامی امور که در حال حاضر در نوار غزه تحت اختیار حماس است، به سمت آن حرکت خواهند کرد؟

سناریوهای پیش رو هر چه که باشد، گزینه های حماس اندک است، بنابراین تنها می توان از جنبش بخاطر گذشتن از برخی موارد به نفع مصالحه، تشکر و قدردانی کرد، هرچند که یقینا حماس می داند که ممکن است این امر به نابودی و یا ذبح شدنش منجر گردد. در این مورد به نظر می رسد که آنها راه ورود به دروازه های ملی و دولتی جهان عرب را برگزیده اند و همزمان هرگونه قطع رابطه با پشتیبانان قضیه فلسطین یا حامیان آن در محافل بین المللی یا ارائه دهندگان هرگونه حمایت به انحاء مختلف را کنار گذاشته اند.

 

منبع: المیادین

 

** مسئولیت صحت و سقم مطالب موجود در یادداشت ها، مقالات و مصاحبه های منتشر شده در سایت به عهده نویسنده بوده و انتشار آنها الزاما به معنی تایید مطلب یا بیانگر دیدگاه های موسسه نمی باشد.

 

 

 

 

 

 

 

 

e-max.it: your social media marketing partner

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید