تاثیر ژئوپلیتیک پاکستان در پیشبرد اهداف نظامی و دفاعی این کشور، دکتر ابراهیم طاهری، استاد دانشگاه و کارشناس مسائل استراتژیک

موسسه آینده پژوهی جهان اسلام

ژئوپلیتیک به عنوان "دانش رقابت و گسترش حوزه نفوذ" حکومت ها و کنش گران سیاسی است که در صدد کسب قدرت و تصرف ابزارها و اهرم ها و فرصت های جغرافیایی هستند که به آن ها قدرت و امکان چیره شدن بر رقیب را می دهد. آنها برای تصرف فرصت ها و مقدورات در مکان و فضاهای جغرافیایی به رقابت پرداخته و سعی می کنند نفوذ خود را در فضاهای جغرافیایی بیشتر توسعه داده و آن را به قلمرو خود بیفزایند و برعکس رقبا را از فضاهای مورد منازعه بیرون برانند. رویکرد ژئوپولیتیک با درجات مختلف بیانگر تاثیر قطعی و جبری جغرافیا در امور تاریخی و سیاسی است(حافظ نیا،1385: 84). "ژئوپلیتیک به معنای استفاده از زمین برای مهار رقیب" است.

در ارتباط با پاکستان نیز این وضعیت صادق است. این کشور با قرار گیری در یک فضای جغرافیایی خاص یعنی همسایگی با ایران، هند، افغانستان و چین نزد کنشگران منطقه ای و فرامنطقه ای از اهمیت زیادی برخوردار است. برای مثال قرار گیری در کنار ایران و چین باعث شده که در راهبرد نظامی امریکا دارای اهمیت وافری شود و این کشور تلاش کند با حضور در پاکستان از محیط جغرافیایی که در آن قرار گرفته برای مهار قدرت و نفوذ ایران در افغنستان و چین در آسیا استفاده کند. قرار گیری در کنار هند و رقابت میان دو کشور و بروز اختلافات در کشمیر میان این کشور و هند باعث شده که مورد توجه چین قرار گیرد و در راهبرد نظامی امنیتی این کشور اهمیت بالایی داشته باشد. دلایل اختلاف میان دوکشور علاوه بر رقابت دو کشور برای چیرگی بر آسیا به اختلافتات مرزی ناشی از تفاسیر متفاوت از کنوانسیون سیمالا نیز بر می گردد. کنوانسیونی که در سال 1993 و 1994 شکل رسمی به خود گرفت. مک ماهان ریاست هیات انگلیسی با بهره گیری از فرصت مذاکراتی با هیات تبتی، مرز میان هند و تبت را مشخص ساخت که در این کنوانسیون مرز پیشنهادی شمال مناطق عشایری بود و از آبریزگاههای شمال هیمالیا می گذشت. اختلاف این موافقت نامه میان انگلیس و تبت تا به امروز مورد اختلاف بوده است، دولت هند آنرا معتبر می داند ولی چینی ها مدعی اند که "سیمالا" معاهده نابرابری است که بدون توافق چین به تبت تحمیل شده است. در این کنوانسیون خط مک ماهان به عنوان مرز چین و هند به عنوان مرز رسمی این دوکشور در سال 1983، از سوی هند پذیرفته شده است(آقایی و طاهری، 1392: 11).

این جایگاه ژئوپلیتیک از سوی راهبران پاکستانی به خوبی درک شده و در راستای سیاست بازدارندگی نظامی آنها مورد استفاده قرار گرفته است و هریک از آنها تلاش کرده اند تا با استفاده از این وضعیت امتیازات خاص نظامی و امنیتی را از قدرت های بزرگ دریافت کنند. رقابت منطقه ای این کشور با هند باعث شد که چین نقشه و برنامه جامع هسته ای شدن این کشور را کلید زند. در این راستا چین علاوه بر تدوین نقشه هسته ای شدن پاکستان دیگر اجزاء مورد نیاز برای دستیابی به این هدف از جمله اورانیوم با غنای بالا، تریتیوم، متخصصین و دیگر اجزاء ضروری برای این امر را فراهم آورد. گری میلیون متخصص مشهور گسترش هسته ای اعتقاد دارد بدون کمک چین، هسته ای شدن پاکستان تقریبا غیرممکن بود. مشاوره چین به پاکستان برای هسته ای شدن از 1965 تا 1980 یعنی زمان هسته ای شدن این کشور به صورت مداوم ادامه داشت. چین به پاکستان در ساخت راکتور تولید پلوتونیوم در خوشاب و بازفرآوری مجدد پلوتونیوم که در ساخت بمب هسته ای ضروری بود کمک کرد. با هسته ای شدن پاکستان از سوی چین این کشور قادر شد هند را در صحنه شطرنج آسیا تقریبا کیش نماید(Jamyang, 2012).

جایگاه ژئوپلیتیک باعث اهمیت پاکستان نزد قدرت های فرامنطقه ای از جمله امریکا شده به گونه ای که رهبران امریکایی فارغ از اینکه دمکرات یا جمهوری خواه باشند سالانه علاوه بر کمک های نظامی مستقیم میزان زیادی از سلاح های متعارف مورد نیاز پاکستان را تأمین می کند. برای مثال در سال 2006 امریکا و پاکستان موافقت نامه انتقال تسلیحات را امضا کردند که بر طبق آن 3.5 میلیارد دلار انواع تسلیحات نظامی به این کشور منتقل شد. با این حجم انتقال و فروش تسلیحاتی پاکستان تبدیل به اولین خریدار تسلیحات امریکایی در این سال شد. در بین تسلیحات خریداری شده 36 هواپیمای جنگنده امریکایی یعنی اف 16 بود.  توجیه کابینه بوش برای فروش چنین تسلیحاتی به این کشور در آن زمان این بود که پاکستان به دلیل جایگاه ژئوپلیتیکی و ژئواستراتژیکی و مشارکت در مبارزه علیه تروریسم جهانی تبدیل به متحد حیاتی امریکا در منطقه شبه قاره شده است که می تواند در جهت تأمین منافع ایالات متحده امریکا گام های اساسی را بردارد(Grimmett, 2009).

در سال 2015 نیز ایالات متحده امریکا 14 هواپیمای جنگنده، 59 جت جنگنده و 374 نفربر را به این کشور انتقال داد. همچنین در همین سال این کشور 18 عدد اف 16 به ارزش 1.43 میلیارد دلار از امریکا خریداری کرده است. همچنین این کشور تعداد زیادی موشک ضد کشتی هارپون، 500 موشک هوا به هوا را از امریکا خریداری کرده است.

به همین ترتیب نزدیکی این کشور به افغانستان و نقشی که پاکستان در تحریک افراط گرایی مذهبی در افغانستان دارد این نگرانی زیادی برای سردمداران روسی به وجود آورده است. چرا که از نظر آنها در صورت فروپاشی دولت در افغانستان ممکن است بار دیگر افراط گرایی مذهبی به آسیای مرکزی سرایت و از آنجا مجددا گروههای خاموش اسلامی در چچن و داغستان را فعال کند. برای جلوگیری از این وضعیت روسیه نیز از سال 2010 تلاش کرده ضمن توجه به ملاحظات هند به آرامی به پاکستان نزدیک شود. در این راستا اولین موافقت نامه مربوط به انتقال تسلیحات بین دو کشور در سال 2015 به امضاء رسد که بر اساس آن روسیه موافقت خود برای فروش 4 هواپیمای میگ 35 به این کشور را اعلام و همچنین از عضویت این کشور در سازمان همکاری شانگهای که یادآور پیمان ورشو در برابر ناتو است را اعلام کرد.

 

پی نوشت ها

-Jamyang Norbu, Who Created Pakistan’s Nuclear Arsenal? (Observed: 1/3/2017)at: http://www.huffingtonpost.com/jamyang-norbu/who-created-pakistans-nuc_b_864124.html

-Richard F. Grimmett(2009), U.S. Arms Sales to Pakistan(Observed: 1/3/2017)at: https://fas.org/sgp/crs/weapons/RS22757.pdf

- حافظ نیا،محمدرضا(1385)، اصول و مفاهیم ژئوپولیتیک،مشهد: انتشارات پاپلی

-آقایی، سید داوود و ابراهیم طاهری(1392)، هند و شانگهای، فصلنامه سیاست، دوره 43، شماره 4، صص 21-3.

 

 

 

 

e-max.it: your social media marketing partner

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید