اظهارات جدید عادل الجبیر وزیر امور خارجه عربستان سعودی در سفرهای خارجی اخیرش در چند روز گذشته در چین و ژاپن در رابطه با ایران و ادعاهای واهی عربستان مبنی بر نقش ایران در ایجاد و تشدید بحران های کنونی در خاورمیانه می تواند از زوایای چندگانه مورد توجه قرار گیرد. در واقع تشدید خصومت های عربستان سعودی با جمهوری اسلامی ایران در یک ساله اخیر، چند صباحی است که با ابزارهای متنوعی همچون دیپلماسی فریب با شمایل تخریب در سطح بین المللی از سوی عربستان سعودی در قبال ایران دنبال می شود.

ابعاد این رفتارهای دیپلماتیک نابخردانه از سوی نمایندگان عربستان در عرصه دیپلماتیک  که با گستره رسانه ای در سطح جهانی همراه است با توجه به رویکرد آژیته ( هیاهوی تبلیغاتی ) محور آن از سوی سعودی ها، ریشه در موضوعات منطقه ای دارد که ورای تعارضات ایدئولوژیک در منطق گفتمانی از مکاتب فکری آنها باید کنکاش شود. بطوریکه سعودی ها از دست یازیدن به این رهیافت در ادامه فرآیند تنش با جمهوری اسلامی ایران درصدد طراحی یک نبرد از جنس نرم با ایران می باشند.

در این راستا تکاپوهای دیپلماتیک آنها بر پایه ادعاهای پوچ و واهی در ارتباط با ایران و نقش آن در مختل کردن منطقه بنا بر تکرارهای مکرر از سوی سعودی ها، ماحصل دریافت های آنها از شکست در میدان های مورد منازعه منطقه ای با ایران است که خبرهای آن هر روز در رسانه های خبری در سراسر دنیا مخابره می شود. بطوریکه شکست در میدان های سوریه و عراق از یکسو و عجر و ناتوانی سعودی ها در عدم موفقیت در دستیابی به ظفر در جبهه نبرد با حوثی ها در یمن و شکست های گاه و بیگاه از نیروهای مردمی در یمن از سوی دیگر، که در امتداد گفتمان منطقه ای جمهوری اسلامی ایران تعریف می گردند، بر عناد و خصم روز افزون سعودی ها از جمهوری اسلامی ایران افزوده است.

از سوی دیگر با نزدیکی ترک ها در جبهه سوریه به مواضع ایران و روسیه به عنوان همپیمانان دمشق در سوریه، به نبرد پنهان ترکیه و عربستان انجامیده است. بطوریکه نبرد ترک ها در شمال سوریه در جرابلس علاوه بر آنکه به درگیری ارتش ترکیه با واحدهای یگان خلق از کرد های سوریه موسوم به « ی پ گ » منجر شده است، درگیری مستقیم ارتش ترکیه را در این منطقه با شبه نظامیان « جیش الثوار » وابسته به « جبهة ثوار سوریا » به رهبری « جمال معروف » که مورد حمایت عربستان سعودی است را نیز شامل شده است. بطوریکه اگر حضور ترکیه در شمال سوریه را بر حسب عملیات های پیشگیری ترک ها در شکل گیری مقدمات کردستان مستقل قلمداد کنیم که با امنیت سرزمینی ترکیه در ارتباط است، براحتی نمی توانیم از موضوع کسب موافقت ضمنی ایران از سوی ترکیه که یک قدرت ذی نفوذ در سوریه با توان بالای بازیگری در آن است را نادیده گرفت. معهذا فرجام حضور همه جانبه جمهوری اسلامی ایران از آغاز بحران در سوریه در کنار بشار اسد و دولت مورد وثوق مردم سوریه که در ذیل منافع منطقه ای و استراتژیک ایران در حفظ محور مقاومت قابل تحلیل می باشد امروز به دامنه و گستره قدرت و توان ما در سوریه منجر شده است. بطوریکه پاکسازی های میدانی کنونی از عناصر تکفیر  -  سلفی در سوریه توسط ارتش و نیروی های مردمی سوریه در کنار نیروهای مقاومت از لبنان و عراق در لوای حمایت های ایران و به نوعی روسیه از آنها و ورود ترکیه به کارزار سوریه با تغییر راهبردی از صف مخالفین اولیه بشار اسد در همراهی با سیاست های ایران در سوریه با پذیرش زمامداری اسد حداقل تا دوران گذار و عبور از وضعیت کنونی بر میزان سردرگمی عربستان در موضوع سوریه و تقابل با ایران شدت داده است. در حقیقت چرخش سعودی ها با عنایت به اتفاقات اخیر در سوریه و توسل به شانتاژ تبلیغاتی در دیپلماسی بر ترس آنها بر هژمون شدن منطقه ای جمهوری اسلامی ایران دلالت دارد.

 از دیگر ابعاد اتخاذ رهیافت فانتزی گونه در دستگاه دیپلماسی عربستان در مواجهه با جمهوری اسلامی ایران در عرصه منطقه ای و جهانی، گزینش و انتخاب راهکارهای نرم سیاسی در تقابل با استراتژی قدرت نرم فرهنگی - فکری ایران است که ماحصل واقعیت های  بعد از پذیرش شکست در جبهه های سخت افزاری در میدان های نبرد مسبوق الذکر می باشد که به آنها اشاره شد. به عبارتی سعودی ها این بار درصدند که با ابزار ایران ( تاکید بر قدرت نرم با ابعاد فکری - فرهنگی – ایده ای – مکتبی از سوی ایران در پروسه تغییر وضع موجود در منطقه در تقابل با نظام های محافظه کار منطقه ای مورد حمایت نظام سلطه  ) اما از نوع سیاسی آن به نبرد جمهوری اسلامی ایران بیایند. هرچند که اتهامات عربستان به ایران در عرصه های دیپلماتیک و رسانه ای همواره از فردای بعد از پیروزی انقلاب اسلامی وجود داشته است اما اکنون این رفتار نخ نمای سعودی ها در قبال ایران با سامان و سازمانی مهندسی شده و مدیریت یافته نمایش و بروز یافته است.

مع الوصف اگر تعارض ایران و عربستان را فراتر از تعارضات مکتبی و ایده ای تلقی کنیم به سهولت در خواهیم یافت که نبرد کنونی عربستان سعودی با ایران از مبادی منطقه ای نشات می گیرد. بطوریکه ایستایی و پایایی ایستارهای منطقه ای و حتی فکری - مکتبی عربستان در شرایط توصیفی و تحلیلی ارائه شده در گرو پویایی دیپلماسی فریب آنها در بزرگ نمایی مبانی ایران فوبیایی آنها قرار دارد. فلذا با توجه به چالش فکری –عملی موجود برای عربستان در ارتباط با ایران، تدبیر در چاره اندیشی در زمینه تقابل با ایران گریز بر فرافکنی های موهوم در نزد جهانیان بر موضوع تهدید بودن ایران است، به این امید که به خلق فرصت های تدوینی مد نظر برای آنها بینجامد.

کوتاه سخن اینکه چرخش عربستان سعودی در جهت نبرد و تقابل با جمهوری اسلامی ایران به سمت دیپلماسی و رسانه و خبرسازی های واهی، از علائم هشداری است که پذیرش منطق عدم توان عربستان با ایران را نشان می دهد. به عبارتی گرایش دستگاه دیپلماسی و سیاست خارجی عربستان سعودی به سوی رویکرد کنونی با توجه به چینش گزاره ای از موضع تهدید و چالش بودن جمهوری اسلامی ایران با ورود عناصر حداقلی از عقلانیت را در سیاست خارجی منطقه ای آنها در رابطه با ایران را  برای ما تداعی و گوشزذ می کند که می تواند خطر ساز و چالش آفرین باشد و لذا ما باید در این مورد تنها به تکذیبیه ها از سوی ورزارت خارجه و محکوم کردن سعودی های از اشاعه اکاذیب و ادعاهای دروغین درباره کشورمان و نظام اسلامی بسنده نکنیم. بطوریکه با تعامل در تاکید بر رفتارهای مسالمتی و مساهمه ای با جهان و جهانیان بر مبانی و رسالت های انسانی بر مبنای آرمان ها و ارزش های اسلامی و انقلابی مان در احترام بر دولت - ملت ها ادامه دهیم که زمینه ای برای آگاه سازی فراگیر از افکار عمومی ایجاد کنیم.  

------------------------------------

توجه : مسئولیت صحت و سقم مقالات، یادداشت ها و مصاحبه های منتشر شده به عهده نویسنده بوده و صرف انتشار به معنی تائید آن نمیباشد.

e-max.it: your social media marketing partner