روابط خارجی مصر

موقعیت مصر در دنیای عرب وجهان اسلام بدلیل  اثر گذاری برتحولات منطقه وپیوندهای ژئو استراتژیک با غرب بعداز جمال عبد الناصر ممتاز بوده است . بطوری که  که رژیم  مبارک نقش کلیدی در حفظ منافع آمریکا و ادامه روند مذاکرات صلح میان اعراب واسراییل برعهده داشت . اقتصاد مصر وابسته به کمکهای سالیانه آمریکا  بود . شر وع انقلاب نا تمام ژونیه 2011و نیز سقوط متحد نزدیک آمریکا در پی قیام گسترده مردم مصر تصمیم ساز ان آمریکایی را با بحران تصمیم گیری روبرو ساخت . بطوری که دولت اوباما  دریک شرایط سخت مجبور به حمایت از مطالبات مردم مصر شد .مصر پس از بقدرت رسیدن مرسی رئیس جمهور اسلامگرا به دلیل ساختار دو قطبی و تنازع قدرت میان فرماندهان ارتش  وابسته به مبارک و نیز اخوانی ها با بحران متعددی روبرو گشت . بنابراین مصر به عنوان کشور بحران با موقعیت تضعیف شده از ایفای نقش تاریخی خویش باز ماند .دوالیسم موجود در سیاست خارجی یعنی تمایل مجدد جریان اسلامگرا برای حفظ قراردادهای تاریخی و استراتژیک با غرب واسراییل از یک سو و نزدیک شدن به دنیای اسلام و حماس بر مشکلات افزود . مصر برای احیای اقتصاد رنجور خود نیاز به وامهای کلان  کشورهای ثروتمند عرب وغرب داشت ولی اعطای هر وامی در گرو اجرای سیاست تبیین شده و دوری از مقاومت اسلامی در منطقه بود .

با سقوط دولت اسلامگرا به رهبری مرسی در سایه کودتای نظامی به رهبری السیسی شرایط جدیدی برای باز یافت قدرت سیاسی مصر ونقش آفرینی آن در تحولات منطقه فراهم گشت. مصر جدید به رهبری نظامیان حاکم با سیاست سرکوب و مشت آهنین با برقراری نظم امنیت داخلی تلاش کرد بار دیگر مصر پیوندهای استراتژیک با غرب احیا نماید . لذا به رغم نقض آزادیهای مدنی وخشونت ساختاری نظامیان علیه مخالفین اسلامگرا شاهد رایزنی های گسترده مقامات اروپایی و آمریکا برای بسط همکاری ها در سطوح مختلف بودیم .بی تردید غرب درصدد استفاده از موقعیت راهبردی مصر برای برقراری امنیت پایدار تامین منافع خویش هست .

روابط مصر با سه قطب عمده ی قدرت های منطقه در خاور میانه

مصر از دیرباز  مرکزکانون تحولات دنیای عرب بوده و از قاهره به عنوان ام القری کشورهای عربی یاد می شد .مصر برای ایفای نقش اثر گذار در منطقه خاورمیانه همواره نیاز مند روابط مستحکم و سازنده با کشورهای عربی و سازمانهای منطقه ای بوده و هرگونه انزواطلبی آفتی بزرگ برای سیاست خارجی این کشور محسوب می گردد . لذا پس از بر قراری آرامش نسبی در این کشور شاهد افزایش تحرکات دیپلماتیک مقامات مصری برای ایفای موثر در اتحادیه عرب به ویژه در بحران فلسطین هستیم .

نگاه مصر به همسایگان آفریقایی

مصر در تنظیم مناسبات خارجی خویش نگاه ویژهای به کشورهای همسایه خویش به ویژه تونس ،لیبی والجزایر داشته و تلاش کرده همواره الگوی الهام بخش برای این کشورها قلمدادگردد . موقعیت لیبی به دلیل ذخایر نفتی عظیم و حضور کارگران مصری دراین کشورها ونقش آن در تامین هزینه های اقتصادی خانواده های فقیر مصری با عث شده . این کشور تلاش وافری را برای ایجاد آرامش وثبات  از خود نشان دهد . در صورت بازگشت آرامش به مصر می تواند به گسترش امنیت منطقه ای بیانجامد.

مصر و اهدافی در سوریه و عراق

در اوج تحولات قیام گسترده مردم مصر رویکرد های عربستان و ایران و ترکیه به چگونگی شکل گیری تحولات وآینده متفاوت بود . عربستان به عنوان بازیگر مهم در دنیای اسلام از سرنگونی اسلامگرایان به رهبری اخوان المسلمین حمایت می کرد و نقش بارزی را در بازپس گیری قدرت سیاسی توسط نهاد نظامی برعهده داشت. در سوی دیگر ایران روابط متعادلی را با گروههای مختلف انقلابی مصر پس از سر نگونی مبارک  برقرار نمود و تلاش کرد به سی سال جدایی دو ملت مسلمان پایان دهد ولی مرسی گرفتار در بحران خود ساخته داخلی و به دلیل حضور جریانهای تکفیری امکان بهبود روابط با ایران پیدا نکرد . طبیعی است که برنده تحولات اخیرمصر عربستان سعودی باشد و در تنظیم سیاست خارجی ومناسبات دولت السیسی نقش مهمی را بازی کند. در سوی میدان مرسی ارتباط مستحکمی با اردوغان برقرارکرده بود و ترکیه برای احیای سیاست نوعثمان گرایی  حفظ پیوندهای استراتژیک با اسلامگرایان فرصت مغتنمی برای پیشبرد اهداف منطقه ای خود می دانست . لذا با بروز تحولات جدید وسرنگونی دولت اسلامگرا شاهد اوج گیری تنش درمناسبات دو کشور هستیم و دولت اردوغان بدون درک واقعیت های داخلی مصر همچنان به حمایت خویش از مخالفین السیسی ادامه می دهد .

نگاه مصر به داعش

مصر در دوره نظامیان به دلیل تثبیت موقعیت خویش در منطقه  به دنبال حل وفصل  بحران های موجود از طریق مصالحه و گفتگو برآمده به ویژه در ماههای اخیر  هم جدی شدن خطر داعش و دیگر گروههای تکفیری برای منطقه و احتمال رادیکالیزه شدن اوضاع داخلی مصر وپیوند برخی از لایه های تندرو اخوانی ها با القاعده وداعش در صحرای سینا می کوشد از نفوذ منطقه ای خویش برای مصالحه داخلی در سوریه وعراق استفاده کند .به نظر می رسد مصر دیگر به دلیل مشکلات لاینحل سیاسی و اقتصادی بازیگر  اصلی در تحولات منطقه نیست و سیاست های این کشور تابعی از بازیگران اصلی بحران ( نظیرعربستان  وغرب......)باشد . منافع نظامیان مصری در پیوند استراتژیک با قدرت های عری و غربی رقم خورده است . لذا انتظار اتخاذ رویکرد مستقل و تاثیر گذار در تحولات منطقه از مصر با واقعیت های داخلی آن همخوانی ندارد.

نگاه مصر به یمن و جنبش نصراله

نقش مصر درتحولات یمن کم اثر است و اگر بخواهد تاثیری در روند تحولات آینده یمن داشته باشد مقدورات داخلی و محذورات خارجی اجازه  اتخاذ چنین سیاستی را نمی دهد . ولی قدرت یابی حوثی ها در مصر و احتمال نزدیکی آنها با ایران باعث  میشود که حاکمان نظامی مصری در صدد نزدیکی بیشتر با عربستان و مهار قدرت حوثی ها بر آیند.  چرا که مصر  جایگاه خویش را در درون جرگه  کشورهای سنی تعریف کرده و تضمین و ثبات امنیت اعراب را امنیت درونی خود می داند. لذا هر عاملی به تضعیف موقعیت کشورهای همپیمان بیانجامد خطر جدی برای منافع مصر محسوب می گردد.

e-max.it: your social media marketing partner