معمای داخلی آسیای مرکزی

 

پاول استرونسکی[i]

 

ترجمه و تلخیص: موسسه آینده پژوهی جهان اسلام

 

تقریباً 30 سال پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی، شهروندان آسیای مرکزی از اقتصاد راکد، فساد گسترده و وعده­ های خالی دولت خسته شده­ اند. آن­ها در سال 2019 خواهان خدمات بهتر، شفافیت بیشتر در تصمیم گیری­ ها و فرصت­ های بهتر برای خود و فرزندانشان هستند. در واقع مردم آسیای مرکزی نیز مانند بسیاری دیگر در سراسر جهان خواستار رهبران تازه، راه حل­ هایی برای مشکلاتشان و فرصتی برای شنیدن نظراتشان هستند. در آسیای مرکزی، نارضایتی­ های مردمی، هم زمان با تغییرات گسترده ­ی جمعیتی رو به افزایش است. جمعیت آسیای مرکزی تقریباً 72 میلیون نفر است، این رقم 16 میلیون نفر بیشتر از سال 2000 است. نسل پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی در آسیای مرکزی، با بزرگترین چالش ­های اشتغال و نبود امنیت اجتماعی وارد بزرگسالی می ­شود. این در حالیست که دولت­های آسیای مرکزی تلاش می ­کنند این مشکلات را بشناسند.

 

برخی کشورها مانند ترکمنستان مشکلات داخلی را نادیده می­ گیرند. هیچ اطلاعات موثقی در مورد بودجه ترکمنستان یا ذخایر دولتی این کشور وجود ندارد و این اطلاعات طبقه بندی شده است و  چندان شفاف نیستند. صندوق بین المللی پول در نوامبر 2019 در مورد بهبود نظارت مالی و حفظ ثبات اقتصادی کشور به ترکمنستان هشدار داده بود. کمبود مواد غذایی رو به افزایش است و دولت در حال محدود کردن دسترسی به ارز­های خارجی است. این مشکلات شهروندان ترکمن را برای یافتن شغل و درآمد، وادار به تلاش برای ترک کشور کرده است. موضوعی که برای بیشتر شهروندان این کشور چشم­ انداز روشنی را ارائه نمی ­کند. چشم اندازی که برای آن­ها بسیار دشوار خواهد بود. گفتنی است شایعات پیرامون سلامتی رئیس جمهور قربانقلی بردی محمدوف و ناپدید شدن مشکوک وی در تابستان سال 2019 این احساس بی ثباتی را تقویت کرد. از طرفی روابط اجتماعی در  تاجیکستان نیز در حال فروپاشی است، این موضوع تا حد زیادی به دلیل انحصار اقتصادی خانواده حزب حاکم امام علی رحمان است. این امر به طور دوره­ای باعث افزایش خشونت­ های سیاسی می­ شود. ناامیدی اقتصادی ممکن است منجر به وقوع حملاتی مانند آنچه در نوامبر علیه مرزبانان تاجیک صورت گرفت شود، که دولت به طور آشکار گروه تروریستی داعش را مقصر می ­داند. بیش از دو سوم تاجیک­ ها زیر 30 سال و یک سوم زیر خط فقر زندگی می ­کنند. این واقعیت­های سخت بسیاری از مردان این کشور را وادار به عزیمت به روسیه می­ کند، موضوعی که باعث می ­شود مسکو نفوذ خود در این کشور را همواره حفظ نماید.

 

بی ثباتی در قرقیزستان به بدنامی دموکراسی پارلمانی در منطقه منجر شده است. مجموعه ­ای از فساد نخبگان سیاسی، کشور را در سال 2019به شدت تحت تاثیر قرار داد. قتل روزنامه نگار قرقیزستانی، تنها یکی از این آشفتگی­ هاست. نارضایتی در مورد این پرونده باعث اعتراض گسترده در اواخر سال 2019 شد و باعث شد دولت خشمگین مانع  فعالیت وب سایت­­ هایی که این موضوع را پوشش می­ دادند شود و حتی به طور موقت دارایی ­های این رسانه­ های مستقل نیز مصادره شد. فساد مدت طولانی است که شریان دموکراتیک قرقیزستان را تنگ کرده است و مانع از رشد اقتصادی و تضعیف اعتماد مردم به دولت شده است. به نظر می­ رسد با برگزاری انتخابات پارلمانی از قبل  برنامه­ ریزی شده برای اکتبر 2020، سیاست در قرقیزستان همچنان بی­ ثبات باقی خواهد ماند. در حال حاضر ازبکستان تنها نقطه روشن منطقه است. رئیس جمهور شوکت میرزایوف همچنان به دنبال اصلاحات از بالا به پایین است و با ایجاد فضایی نسبتا باز، اجازه­ ی انتقاد از مشکلات محلی را فراهم کرده است و به طور علنی لزوم پاسخگویی بیشتر دولت را تأیید می­ کند؛ اما این اصلاحات عمدتاً برای آرام کردن شهروندان، جلوگیری از جنبش ­های مردمی و انحراف خشم عمومی از ریاست جمهوری به مقامات سطح پایین است. اگر این اقدامات واقعاً اقتصاد را آزاد کنند، هنوز مشخص نیست که آیا تاشکند می­ تواند سرمایه­ گذاران خارجی را به اندازه کافی جذب کند تا برای آینده این کشور اشتغال-زایی کند. انتخابات پارلمان 22 دسامبر ازبکستان مطمئناً زمینه­ ساز بحث و گفتگوی عمومی درباره موضوعات مختلف در فضای سیاسی این کشور را فراهم کرد. نامزدها و احزاب سیاسی بحث و گفتگو را ترتیب دادند و وب سایت ­ها و صفحات فیس بوک ایجاد کردند، حرکتی بی سابقه، در کشوری که اینترنت بسیار تحت کنترل است. سرانجام ممکن است این اقدامات امکان دستیابی و بازخورد بیشتری درمورد موضوعات اساسی اجتماعی این کشور را فراهم کنند و برای ازبک ­های خواستار مسئولیت­ پذیری و پاسخگویی بیشتر رهبران، نقطه ­ی امیدی باشد. با این وجود، این رأی گیری رویدادی مدیریت شده و دقیقی بود که صداهای واقعاً مستقل را به خوبی خفه کرد. البته پارلمان جدید صدای زنان و جوان­ های بیشتری خواهد بود، که احتمالاً پاسخی به تغییر سریع جمعیتی در کشوری که میرزایف رئیس جمهورش، تمایل دارد جایگزین ­هایی برای نیروهای وفادار قبلی خود بیابد. قزاقستان کشوری است که باعث می ­شود موتور اقتصادی منطقه پایدار به نظر برسد. در مارس 2019، نخستین رئیس جمهور این کشور، نورسلطان نظربایف، پس از سه دهه حکومت کناره­ گیری کرد؛ زمانی كه چالش­ های اقتصادی این کشور در حال رشد بود. در همین حال، نظربایف که هنوز هم رئیس قدرتمند شورای امنیت است، به عنوان مقام مهم دولتی، مانند بنیانگذار سنگاپور لی­کوآن­­یو خدمت می­ کند. به نظر می­ رسد که اصطکاک بین روسای جمهور قدیم و جدید در حال افزایش است.

 

در آخر، ناسیونالیسم در سراسر منطقه رو به افزایش است؛ روندی که به نظر می­رسد جوانان را از جهانی شدن دور می ­کند. واقعیت آنست که ناسیونالیسم روابط بین الملل را پیچیده می­ کند. قزاقستان و قرقیزستان ناگزیر هستند که احساسات ضد چینی را در خود گسترش دهند که ناشی از عدم شفافیت در سرمایه گذاری­ های اقتصادی پکن و تشدید رفتار بد با اقلیت اویغور در آن سوی مرزها است. در همین حال احساسات ضد روسی نیز در حال افزایش است. تغییر جمعیتی و ظهور نسل بعدی، همچنان به چالش­ های قابل توجهی برای دولت ­های آسیای مرکزی به ویژه برای نخبگان دوره اتحاد جماهیر شوروی که همچنان حاکم بر منطقه هستند در سال آینده تبدیل خواهد شد، و همچنان عاملی عمده برای نارضایتی مردمی به شمار می­ روند.

 

**مسئولیت صحت و سقم مطالب موجود در یادداشت‌ها، مقالات و مصاحبه‌های منتشر شده در سایت به عهده نویسنده بوده و انتشار آنها الزاماً به معنی تأیید مطلب یا بیانگر دیدگاه‌های موسسه نیست.


 

[i] . عضو ارشد برنامه روسیه و اوراسیای اندیشکده کارنگی

e-max.it: your social media marketing partner