مصر و روسیه روابط پایدار یا واگرا

گفتگو با دکتر محمد مهدی مظاهری

 استاد دانشگاه و کارشناس ارشد مسائل بین الملل

 

روابط مصر و روسیه افت و خیز زیادی داشته است. در نگاهی تاریخی، سال 1972، یک سال قبل از جنگ اکتبر 73، انورسادات در چارچوب استراتژی نزدیک شدن به غرب، 17 هزار مستشار روسی را ظرف یک هفته از مصر اخراج کرد. قبل از آن در 15 ماه مه 1971، وی چهره‌ای نیرومند طرفدار شوروی و در رأس آنها، علی صبری، نایب رئیس جمهوری و شعراوی جمعه، وزیر کشور را بازداشت کرده بود. اما در سالهای اخیر  تغییراتی در روابط دو کشور بوجود آمده است که نقطه اوج آن سفر پوتین به مصر می باشد. گفتگوی زیر به بررسی این موضوع می‌پردازد.

 

موسسه آینده پژوهی جهان اسلام: رویکرد روسیه به مصر و خاورمیانه در گذشته چگونه بوده است؟

گذشته روابط مصر و روسیه را می‌توان به دو دوره متمایز  قبل و بعد از سرنگونی شوروی تقسیم کرد. دوره قبل از سرنگونی شوروی، تحت تأثیر جنگ سرد قرار داشت. در این دوره، روسیه به دلیل موقعیت ژئوپلیتیکی برجسته مصر در دریای سرخ و کانال سوئز و اهمیت نفوذ در مناطق استراتژیک در توازن قدرت با آمریکا به این کشور توجه می‌کرد. در این دوره شاهد تغییراتی در نگاه شوروی به شاخ آفریقا، شمال و شمال شرق این قاره  به ویژه مصر بودیم. از این منظر، این مناطق حوزه بسیار استراتژیکی بود و مسکو سرمایه گذاری‌های سنگینی در این منطقه کرد.

در همین راستا با تحولات درونی در مصر، روس‌ها موفق شدند که موقعیت خود را در مصر تثبیت و در بخش‌های نظامی و اقتصادی، چون ساخت سد آسوان بر روی نیل (که پروژه سنگین آن دوران بود و به عنوان پروژه‌ای موفق مطرح شد)، کار کنند.

بعد از مرگ ناصر و روی کارآمدن انورسادات، فضای مصر به سمت غرب و توسعه مناسبات با کشورهای غربی پیش رفت. در این زمان نفوذ روسیه در مصر کمتر شد و نگاه مسکو بیشتر به سمت لیبی و الجزایر در شمال آفریقا و سوریه و عراق در غرب آسیا معطوف شد.

در دوره بعد از فروپاشی شوروی، روسیه جدید در دوران حکومت یلتسین تلاش کرد حضور خود را در غرب آسیا بیشتر در سایه همکاری با امریکا تداوم بخشد. در ادامه حضور کمرنگ روس‌ها در معادلات منطقه راهبردی غرب آسیا حتی در دوره نخست وزیری پریماکوف (معمار سیاست خاورمیانه‌ای روسیه در اواخر دهه 90 میلادی) نیز کاری از پیش نبرد. البته مسکو تلاش می‌کرد روابط خود را با الجزایر، لیبی و تا حدی هم عراق تقویت کند، اما نفوذ و حضور گذشته را نداشت.

در سالهای اخیر بویژه همزمان با شروع دوره سوم ریاست جمهوری آقای پوتین، وی سعی کرد  سیاست خاورمیانه‌ای روسیه را بازسازی کند. به همین دلیل هم شاهد آن هستیم که تغییر قابل توجهی در نگاه روسیه به غرب آسیا رخ داد. سفرهای مکرر مقامات مصر و روسیه و ابراز تمایل دو کشور به گسترش همکاری‌ها از زمان روی کار آمدن دولت «عبدالفتاح سیسی» نشان از تلاش روسیه برای بازگشت به شرایط ایده آل خود در منطقه غرب آسیا و شمال آفریقا دارد؛ تلاشی که ظاهراً بی نتیجه هم نبوده است.

 

موسسه آینده پژوهی جهان اسلام: بسترها و عوامل مناسب دو سویه در جهت افزایش روابط مصر و روسیه چیست؟

با توجه به وضعیت نا امن و پر آشوب منطقه غرب آسیا، بویژه حضور و فعالیت داعش در بخشهایی از شمال افریقا، همکاری‌های امنیتی و نظامی به اولویت نخست روابط روسیه و مصر تبدیل شده است و در همه رفت و آمدها، دولت نظامی قاهره کوشیده است همکاری‌های تسلیحاتی با مسکو را افزایش دهد. تمایل دولت نظامی مصر به تقویت توان دفاعی خود و در طرف مقابل، علاقه و نیاز روسیه به فروش تسلیحات نظامی نیز در تقویت مناسبات نظامی دو کشور مؤثر بوده است. از سوی دیگر، اتکای اقتصاد دو کشور به توریسم و صنعت گردشگری سبب شده است تا در این زمینه نیز پتانسیلهای همکاری‌های مناسب و گسترده بین دو کشور مورد توجه واقع شود.

 

موسسه آینده پژوهی جهان اسلام: نقش مسائل منطقه‌ای در توجه مسکو به مصر و نقش آن چیست؟

به نظر می‌رسد نفوذ پایدار و تاریخی غرب بویژه آمریکا در منطقه غرب آسیا و تمایل روسیه تحت حاکمیت پوتین برای رقابت و هماوردی با غرب، یکی از دلایل مهمی است که سبب توجه روسیه به کشورهای قدرتمند منطقه غرب آسیا ازجمله مصر شده است. روسیه ترجیح می‌دهد کشورهای این منطقه را تحت حمایت خود قرار دهد تا جایی برای افزایش و توسعه نفوذ غرب در این منطقه باقی نماند. بحران افراط گرایی اسلامی در منطقه غرب آسیا و بنابراین جلوگیری از به قدرت رسیدن اسلام گرایان افراطی و سلفی که می‌توانند در بحران‌های قفقاز شمالی، چچن و اینگوشیا حضور فعالی داشته و امنیت داخلی روسیه را به چالش می‌کشند، از دیگر دلایلی است که روسیه را مجاب نموده تا روابط و مناسبات نزدیک‌تری را با این کشور عربی مستعد اسلام گرایی افراطی رقم بزند. وقوع قیام‌های مردمی و تحولات موسوم به بیداری اسلامی هم برای روسیه همانند سایر قدرت‌های بزرگ، نگرانی‌ها و چالش‌هایی را در بر داشته است. به نحوی که به نظر می‌رسد دولت روسیه برای دستیابی به اهداف و منافع خود در غرب آسیا ناگزیر به تغییر برخی از رویکردهای سنتی خود به این منطقه شده است.

البته در کنار این مسائل منطقه‌ای نباید از استراتژی امنیت ملی فدراسیون روسیه که در سال 2009 به تصویب رسیده هم غافل شد. این سند که سیاست خارجی روسیه تا سال 2020 را طراحی می‌کند، نشان می‌دهد که روسیه هر چند قصد مقابله با غرب را ندارد، اما باید تلاش کند برای رویارویی با مسائل جهانی شدن و تأمین منافع ملی خود، مناسباتش را با آمریکای لاتین، آفریقا و غرب آسیا افزایش دهد.

 

 

موسسه آینده پژوهی جهان اسلام: تأثیر تغییر رویکرد سیاست خارجی امریکا از غرب آسیا به سمت خاور دور بر افزایش نقش روسیه در خاورمیانه چیست؟

آمریکا در غرب آسیا دارای تجارب تلخی است که این کشور را به سمت مناطق استراتژیک دیگر سوق داده است. این کشور سالها کوشید تا بواسطه مداخله مستقیم و نظامی روند دولت - ملت سازی در منطقه غرب آسیا را به شیوه دلخواه خود به پیش ببرد تا بتواند منافع بلند مدت خود را تأمین کند؛ با این وجود تجربه تلخ شکست در افغانستان و عراق به مقامات آمریکا نشان داد که این منطقه بواسطه بافت هویتی خاص خود در مقابل تغییرات از بیرون ایستادگی می‌کند و در نهایت چیزی جز هزینه‌های مالی، تلفات نظامی و بی اعتباری برای آمریکا باقی نمی‌گذارد. دست یافتن به چنین جمع بندی سبب شد تا دولت آمریکا تصمیم بگیرد هزینه تأمین امنیت این منطقه را به کشورهای همسو با خود در منطقه واگذار کند و سیاست خارجی خود را به سمت مناطق پر سود و کم هزینه‌ای همچون شرق آسیا متمرکز کند. چنین تصمیمی با این منطق اتخاذ شد که اولاً به واسطه بعد مسافت، تحولات و ناآرامی‌های غرب آسیا تأثیر مستقیم و بی واسطه‌ای بر ایالات متحده ندارد و ثانیاً این منطقه می‌تواند با خرید تسلیحات از آمریکا، همچنان به رونق اقتصادی این ابرقدرت فرسوده کمک کند.

روسیه اما تجارب و موقعیتی مشابه با آمریکا ندارد؛ از یکسو این کشور در ذهن مردم غرب آسیا به عنوان یک قدرت مداخله گر جا نیفتاده و بنابراین حضور آن در منطقه با مقاومتهای کمتری مواجه می‌شود و حتی برخی از کشورها روسیه را به عنوان یک قدرت ناجی در برابر مداخلات غرب در نظر می‌گیرند. سخن سرگئی مارکوف مشاور سیاست خارجی ولادیمیر پوتین رییس جمهوری روسیه شاهدی بر این ادعاست؛ وی در این باره می‌گوید: «مسکو در حال بازگشت به جهان عرب است؛ زیرا دولت‌های عربی چنین چیزی را از ما می‌طلبند. آنان به دنبال کسانی غیر از آمریکا و عربستان سعودی هستند که بتوانند بر آن تکیه کنند».

 از سوی دیگر روسیه به واسطه نزدیکی جغرافیایی به غرب آسیا، تأثیر بیشتری از تحولات این منطقه بویژه شیوع اسلام افراطی می‌گیرد. بنابراین این کشور در طی دهه‌های گذشته همواره به دنبال فرصتی بوده است تا بدون تقابل جدی با قدرتهای غربی و خصوصاً آمریکا، نفوذ خود را در غرب آسیا گسترش دهد و تحولات آن را به سود خود رقم بزند. حال که دولت آمریکا به تصمیم خود میدان غرب آسیا را خالی کرده، طبیعی است که روسیه به دنبال پر کردن این جای خالی و شکل دهی به نظمی جدید و مطابق با اهداف و منافع خود باشد. افزایش رابطه با کشور مصر نیز در همین زمینه قابل تحلیل است. در مجموع می‌توان گفت که روس‌ها با درک موقعیت ممتاز مصر در جهان عرب تلاش دارند با استفاده از خلاء نسبی حضور آمریکا در سیاست خارجی قاهره نهایت تلاش خود را برای بازگشت به مصر در چارچوب نوسازی مناسبات مسکو - قاهره و امضای قراردادهای کلان در حوزه انرژی و تسلیحات نظامی به کار گیرند و افزایش تردد دیپلماتیک میان دو کشور در ماه‌های اخیر حاکی از این واقعیت است.

 

موسسه آینده پژوهی جهان اسلام: نگاه بازیگران منطقه‌ای و بین المللی به افزایش روابط مصر و روسیه چیست؟

به نظر می‌رسد نمی‌توان پاسخی کلی و جامعی به این سؤال داد؛ چرا که کشورهای منطقه و قدرتهای فرامنطقه بسته به سیاستهای خود، رویکرد متفاوتی نسبت به سیاستهای روسیه به طور کلی و سیاست این کشور در قبال مصر به طور خاص دارند. با این حال در یک ارزیابی کلی می‌توان گفت هر چند کشورهای غربی و دست نشاندگان منطقه‌ای آنها همچون عربستان و امارات متحده عربی از نقش‌آفرینی جدید روسیه در منطقه چندان خوشنود نیستند؛ اما سطح مناسبات سیاسی و استراتژیک روسیه و مصر هنوز به سطحی نرسیده است که آنها بخواهند احساس نگرانی جدی کرده و ترتیباتی برای رویارویی با آن اتخاذ کنند.

در سمت دیگر کشورهایی قرار دارند که توسعه مناسبات روسیه و مصر را به نفع خود می‌دانند و از آن استقبال می‌کنند. کشورهایی که در قالب محور مقاومت تعریف می‌شوند ازجمله کشورهایی هستند که نزدیک شدن مصر به روس‌ها را گامی مثبت در راستای فاصله گرفتن این کشور از آمریکا و به نفع خود می‌دانند و از آن استقبال می‌کنند. دلیل این رویکرد نیز این است که همانگونه که نزدیکی ترکیه به روسیه سبب بهبود روابط این کشور با ایران و تغییر موضع آن نسبت به سوریه گردید، افزایش روابط مصر و روسیه هم ممکن است به روشن شدن چشم انداز روابط مصر با ایران و سایر کشورهای عضو محور مقاومت کمک کند.

 

موسسه آینده پژوهی جهان اسلام: آینده و سناریوهای این روابط چیست؟

به نظر می‌رسد در این رابطه سناریوهای متفاوتی قابل‌طرح است؛ جدی‌ترین سناریو آن است که روند فعلی افزایش نقش‌آفرینی روسیه در غرب آسیا به ترتیب کنونی ادامه یابد، که در این صورت باید منتظر عمیق‌تر شدن روابط روسیه و مصر در طی سالهای آینده باشیم. سناریوی متحمل دیگر این است که ایالات متحده از افزایش حوزه نفوذ و قدرت رقیب خود یعنی روسیه احساس خطر کرده و با بازگشت به دوران کمکهای مالی و نظامی، مجدداً مصر را به سمت خود باز گرداند. سناریوی ضعیف دیگر هم این است که در طی سالهای آتی، کشورهای منطقه به‌نوعی بلوغ و استقلال استراتژیک دست یابند و با تکیه بر نیروی ملت‌های خویش و همکاری‌های درون منطقه‌ای به دنبال تأمین نظم و امنیت خود باشند که در این صورت نقش روسیه نیز همچون آمریکا در کشورهای غرب آسیا ازجمله مصر کمرنگ خواهد شد.

 

 

e-max.it: your social media marketing partner

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید