گذشته از طرح پیشین اتحادیه‌ ی نظامی بین كشورهای اسلامی که در گذشته نیز مورد  نظر برخی شخصیت ها و کشورهای اسلامی بوده و مبنی بر همکاری های امنیتی ونظامی اسلامی است، اما تا کنون این طرح به اجرا در نیامده است. در سال های گذشته طرح ناتوی اسلامی، طرح تشکیل ارتش کشورهای اسلامی هم چندان مورد توجه قرار نگرفته است. در این بین به منظور بررسی همگرایی دفاعی و امنیتی در جهان اسلام گفتگویی با جعفر قناد باشی داشته ایم:

پیشینه همکاری های دفاعی و امنیتی در جهان اسلام چیست؟

از لحاظ راهبردی اینگونه طرح ها مربوط به همکاری بین دولت ها می شود و طبیعتا برای تحقق چنین همکاری زمان و هم تمهیدات زیادی لازم است. همکاری میان گروه های فرهنگی، موسسات خصوصی یا همکاری در سطح اقتصادی، بسیار امکان پذیر است.کما اینکه اکنون نیز صورت می گیرد و بعضی کشورهای اسلامی حیاتشان به روابط با دیگر کشورها است. برخی کشورهای اسلامی به دریا راه دارند بعضی به نفت دسترسی دارند و... لذا این همکاری ها امکان پذیر است ولی زمان بر است.

همکاری راهبردی و امنیتی طبیعتا به مسائل دولت ها و هم چنین مسائل سرّی و جهت گیری های جهانی برمی گردد. ما در عرصه همکاری امنیتی و پلیسی و جلوگیری از جنایات سازمان یافته مثل قاچاق مواد مخدر، دستگیری سارقین یا سرقت آثار تاریخی یا پلیس بین الملل همکاری هایی را آغاز کردیم. مثلا کشور ایران با همسایگان خود در عرصه امنیتی همکاری هایی داشته است. در مورد عراق درباره منافقین که گروه های مخالف ما بودند همکاری هایی را داشته ایم. اکنون هم برخی از کشورهای اسلامی با بعضی از کشورهای اسلامی دیگر چنین همکاری های را داشتند. مثل مصرکنونی که برای مبارزه با اخوان سعی میکند و با کشورهایی که اخوان را در آنجا فعالیت می کند همکاری های امنیتی داشته است.

آیا همکاری امنیتی و راهبردی در سطح کلان در جهان اسلامی در دهه ها ی گذشته وجود داشته است؟

در دهه های گذشته همکاری امنیتی و راهبردی در سطح کلان نبوده است.آنچه که وجود داشته به اتحاد کشورها مربوط می شود. مثلا عثمانی قبل از تقسیم کشوری بزرگ بود و همکاری های زیادی داشت. وقتی تصمیمی در دولت عثمانی گرفه می شد همه منطقه ی عربی که دارای ارتش منظم و نیروی دفاعی منظم بود را شامل می شد. علاوه بر این در گذشته بین ایران، ترکیه و پاکستان سازمان سنتو تحت نظر ناتو  تشکیل شده بود. شورای همکاری خلیج فارس هم در گذشته تشکیل شده است. البته بنا بود که 6 بعلاوه 2 شود یعنی مصر و اردن یا مصر و مغرب به آن اضافه شوند. در مغرب عربی هم بنا بود پیمانی امنیتی ایجاد شود که هنوز ایجاد نشده و در حد یک حرف است. یعنی 5 کشور الجزایر، لیبی، موریتانی، مغرب و تونس بارها صحبت از تشکیل یک مغرب عربی بزرگ کرده اند  ولی چنین چیزی به حد همکاری ها نرسید. لذا آنچه ما در جهان اسلام می بینیم قبلا همکاری های راهبردی در چارچوب جهان اسلام نبوده بلکه در چارچوب یک منطقه وجود داشته است .

آرمان هم گرایی امنیتی و راهبردی برای جهان اسلام  با چه موانع داخلی روبرو است؟

سیاست خارجی کشورهای جهان اسلام یک چهره ی داخلی دارد. اگر ما بررسی کنیم می بینیم دولت ها اگر بخواهند روابط با هم برقرار کنند، نمی توانند بدون توجه به اوضاع داخلی کشور خودشان چنین کنند. در همکاری امنیتی باید سرویس های امنیتی و اطلاعاتی دفاعی و نظامی وفادار به یک نظام، همکاریشان را با یک کشوری که قبلا یا دوست یا دشمن بوده انجام دهند. لذا ممکن است از  نوع همکاری ها خیلی استقبال نکنند این امر خود یک مانع است. همچنین افکار عمومی و روز نامه ها و رسانه های داخلی ممکن است علیه این همکاری ها سخن بگویند. در رابطه با همکاری ها اطلاعاتی را منتشر کنندکه آن هم باز ابزار فشار است. به علاوه نمایندگان مجلس می توانند مخالفت کنند. گذشته از این قومیت ها در مرزها می تواند مشوق یا مانع این روابط باشند.

نقش عوامل خارجی در عدم همگرایی امنیتی و راهبردی در جهان اسلام در چه حد است؟

قدرت های بزرگ سعی کرده اند که هر پیمان امنیتی را که تشکیل می شود به نوعی مخالف آنها نباشد یا هم سو با منافع آنها باشد. مثلا شورای همکاری خلیج فارس دقیقا در جهت منافع امریکایی ها تشکیل شد. در این حال هر گاه که یک حوزه ی مستقل همکاری شکل گیرد مخالفت کرده اند. مثلا آقای نجم الدین اردکان بانی همکاری های راهبردی در عرصه اقتصادی و جی 8 بود و این سازمان را پایه گذاری کرد. دنیای غرب کوشش کرد که آقای نجم الدین را از صحنه سیاسی ترکیه حذف کند و چنین کاری هم کرد. در واقع جریان های قوی بین المللی همواره جریان های ضعیف را تحت تاثیر قرار می دهند و سعی بر استحاله دارند. این فرمول نه تنها در اینجا بلکه در همه جهان حضور داشته و تاثیرگذار است. البته قدرت اقتصادی با قدرت نظامی آنها می تواند تاثیر گذار باشد. مثلا اگر مجموعه ای از کشورهای جهان اسلام بخواهد در برابر یک قدرت خارجی  باشند بدون همکاری با هم نمی تواند طبیعتا کاری را انجام بدهد لذا برخی از قدرت های اسلامی تحت تاثیر یک قدرت خارجی قرار می گیرد. بنابراین در جهان اسلام باید به مهره های وابسته که هیچ گاه مستقل نیندیشیده اند و بر منافع ملی شان هم کار نکرده اند توجه کنیم. آنها به سرکوب جریانهای مستقل کمک می کنند.

سازمان همکاری اسلامی تا چه حدی می تواند به نوع همگرایی امنیتی و راهبردی در جهان اسلام کمک کند ؟

همگرایی امنیتی و راهبردی در جهان اسلام به سر انجام خواهد رسید. ولی در کوتاه مدت امکان پذیر نیست. اگر چرخش شدیدی که در بیداری اسلامی در مصر و لیبی انجام شد، نبود،  الان ما می توانستم آغازی در عرصه تشکیل همکاری های و طرح ناتو اسلامی داشته باشیم. اما متاسفانه این جریان ها از بیداری  جلوگیری کردند اما این امر امکان پذیر است. سازمان همکاری اسلامی در واقع سازمانی است که زمینه ای را فراهم کرده که همکاری ها شروع شود و شناخت ها آغاز گردد. همین که دولت ها مایل باشند تغییر کنند طبیعتا این امر امکان پذیر است. یعنی همانطور که آقای مبارک 1 روزه رفت می تواند این روند هم تغییر کند.

بسترهای فراهم کننده همگرایی امنیتی- راهبردی در جهان اسلام چیست؟

لازمه اول همگرایی امنیتی- راهبردی همسویی سیاسی است. بعد کاهش اختلافات مرزی مهم، دیدگاه های مشترک نسبت به مسائل مشترک جهانی، دیدگاه های مشترک مربوط به اسرائیل و آینده جهان اسلام لازمه کار است. لذا کشورهای اسلامی می توانند مکمل یکدیگر باشند.

e-max.it: your social media marketing partner

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید