كويت در جنوب عراق و در نزديكي ايران و عربستان پس از تحولات بهار عربي و در يك سال گذشته نقشي ويژه به خود را در منطقه داشته است. در اين راستا براي واكاوي بيشتر سياست خارجي اين پادشاهي كوچك در شوراي همكاري خليج فارس به گفتگويي با دكترعلی اصغر زرگر كارشناس مسائل اين كشور داشته ايم:

مهمترين متغيرهاي دخيل در سياست خارجي كويت در منطقه و جهان اسلام چيست؟

شورای همکاری خلیج فارس و کویت کشورهایی با سیستم های دفاعی خیلی محدود و درعین حال بامنابع سرشارهستند. این کشورها معمولا باید یک سرپرست یا یک مدافع داشته باشند و برای حفظ منافع خود متکی به یک قدرت بزرگ باشند. بنابراین جهت گیری سیاست های خارجی آنها یک جهت گیری غربی است. با توجه به تجربه بسیار تلخی از حمله نظامی صدام حسین به کویت و اینکه شورای همکاری خلیج فارس و نیروی واکنش سریع به هیچ وجه نتوانست از کویت دفاع کند؛ (علی رغم اینکه که این نیروی واکنش سریع  بیش از10 هزار نفر پا به رکاب  و مسلح داشتند. به هیچ وجه نتوانستند عکس العمل درست و دفاعی از خود نشان دهند.) بنابراین بعد از آن تجربه تلخ و بعد از اینکه آمریکاییها وائتلاف غرب در خلیج فارس، صدام حسین را از کویت بیرون راندند. کویتی ها فهمیدند که باید متکی به یک قدرت بزرگ باشند. بنابراین سیاست خارجی آنها در واقع یک نوع سیاست تحت الحمایه قرار دادن کویت توسط آمریکا و کشورهای غربی است.  در واقع از نظر جهت گیری این سیاست را بهترین سیاستی می دانند که کویت می تواند داشته باشد.

کویت یک سرمایه گذار در کشورهای غربی مثل اسکاندیناوی و هلند است، بیش از 50 درصد پمپ بنزین در آنجا تحت سرمایه گذاری کویت است . این منابع سرشار کویت باعث شده است که یک اهرم اقتصادی در دست کویتی ها باشد، که از آن طریق بتوانند جای خود را باز کنند. سیاست خارجی کویت منشا داخلی هم دارد. باتوجه به اینکه کشورکوچکی است و نمی تواند از خود دفاع کند.( البته اکنون عراق دیگر تهدیدی برای کویت نیست.) و اینکه   کویتی یک کشور موروثی و پادشاهی است برای حفظ وضع موجود و حفظ نظام سیاسی در داخل، علاوه بر تمهیداتی که در داخل از نظر مجلس و انتخابات و غیره توانسته اند، آرامش را حفظ کند. ولی درعین حال این وضعیت شکننده داخلی و خطری که موجودیت نظام سیاسی اش را تهدید کند موجب شده تکیه بر قدرت بزرگی مثل آمریکا و جهت گیری غربی  سیاستی باشد که انتخاب کرده است.

سیاست خارجی کویت چه تاثیراتی از تحولات خاورمیانه و بهارعربی در یک سال گذشته داشته است؟

اردن و کویت و کشورهای حاشیه خلیج فارس تا حدودی از بهار عربی یا بیداری اسلامی که بیشتر از کشورهای شمال آفریقا مثل تونس لیبی و مصر نشات گرفته است، مصون بمانند. البته  کشورهای خاورمیانه هم هستند، اما کشوری مثل اردن یا کویت یا قطر یا کشورهای حاشیه خلیج فارس توانسته اند، از این موج بیداری مصون بمانند. البته دلایلی هم دارد. اولا خود را از نظر داخلی تا حدودی با خواست های دموکراتیک تطبیق داده است. علاوه بر این، با توجه به این که این کشورها رانتیر هستند کشور رانتیر یعنی کشوری که بیش از 42 درصد هزینه های دولت از یک منبع ارز خارجی تامین می شود. کویت که 95 درصد درآمد دولت وهزینه های دولت نزدیک به منبع ارز خارجی است که معمولا با فروش نفت به دست می اید. بنابراین وقتی اهرم اقتصادی قدرتمندی در دستتان باشد، این را می توانید به گونه هایی در داخل هزینه کنید تا جلوی هرگونه نارضایتی را بگیرد. به علاوه کشوری مثل کویت یا قطر یا مصر و عربستان معمولا حدود 40 درصد جمعیت کشورشان بومی نیستند و از سایرکشورها آمده اند ( یا فلسطینی یا مصری و یا ایرانی و.. هستند که در این کشورها کار می کنند) پس کنترل حدودا 50 درصد جمعیت لازم نیست. مهاجرانی که آنجا کار می کنند، مطالبات سیاسی و اجتماعی ندارند و تحت کنترل دولت کاری دارد و پولی کسب می کند و به کشور خود می فرستند. بنابراین وضعیت خاص داخلی کویت، با این ترکیب جمعیتی و اهرم بسیار قدرتمند اقتصادی باعث شده، تا از  موج بیداری مصون بمانند.

درست است که حکومت کویت موروثی و پادشاهی است. اما درعین حال  داخل تا آنجا که توانسته بر نارضایتی های اجتماعی فائق شود و حداقل طبقه بالای طیف سیاسی و اجتماعی خود را تا حدودی جذب کند و در قدرت سهیم کند. بنابراین از این موج مصون مانده و در عین حال هم مثل اردن نبوده که از جناحی طرفیت کند. قبل از آن و در جنگ ایران وعراق یک قدرت برتری مثل صدام حسین با چکش بر سر کویت ایستاده بود و کویتی ها مجبور بودند که درحوزه شورای همکاری خلیج فارس طرف صدام حسین را بگیرند. ولی بعد از آن که تهدید عراق برداشته شد (و در رابطه با ایران نیز گاهی برخوردهای دیپلماتیک بین طرفین وجود داشته است) کویت توانسته است، یک توازنی را در سیاست خارجی خود حفظ کند. یعنی آن طور که عربستان در مقابل ایران جبهه گیری می کند، کویت با این ترکیب جمعیتی و علی رغم اهرم اقتصادی قدرتمندی که دارد؛ خیلی در مقابل ایران جبهه گیری نمی کند. ولی در عین حال شکی نیست، که امنیت و جهت گیری اقتصادی خود را به جهت گیری غربی متصل کرده است. همان طور که قطر وعربستان این کار را کرده اند و با آنها همسو عمل می کند. اردن (اردن یک جمعیت فلسطینی حدودا 35 درصدی دارد) هم همین کار را کرده است.

متغیرهای داخلی دخیل درسیاست خارجی کویت چیست؟

این کشورها به یک آرامش داخلی نیاز دارند. وقتی شما یک حکومت موروثی دارید و ممکن است مورد اعتراض قرار بگیرد لذا نیاز دارید تا این آرامش را باید برقرار کنید. این آرامش اگر یک تهدید خارجی نباشد. کویت کشوری است که یک شهر بزرگ به اسم کویت با یک جمعیت محدود که اکثریت خارجی هستند. بنابراین توانسته  با همان اهرم اقتصادی و با تمهیداتی که معمولا بعد از برگشت خلیفه به کویت و بعد از تخریب کویت توسط صدام حسین صورت گرفته است به خواسته های طبقه بالای سیاسی پاسخ مثبت دهد. این اهرم باعث شده است که بتواند آرامش را حفظ کند. هم حکومت کویت و هم طبقات سیاسی و اجتماعی در کویت فهمیده اند که کشور کوچکی که دراین حوزه خلیج فارس قراردارد و ارتش  قدرتمندی هم ندارد، اجبارا یا باید تحت سیطره عربستان باشد، یا اینکه بهتر است به یک قدرت دیگری مثل آمریکا متکی باشد. بنابراین همین کار را هم انجام داده اند. کما اینکه در طول جنگ ایران وعراق پرچم آمریکا را روی کشتی های خود می زدند، کشتی های آمریکا کشتی های کویت را اسکورت می کردند. بنابراین خیلی توفیری در قبل و بعد از بیداری اسلامی ایجاد نشده است. بنابراین کشوری با این مشخصات نقطه اتکایی می خواهد که همان کشورهای غربی است.

جمعیت مهاجر و اقلیت شیعیان کویت چه نقشی در رویکردهای سیاسی این کشور داشتند؟

در کشور کویت 16.7 درصد شیعه ، 67.4 درصد اهل سنت ،14.5 درصد هم مسیحی و 8.6 درصد هندو هستند. اکثریت شیعیان، یا  مهاجران ایرانی هستند و یا از قبل به کویت مهاجرت کرده اند. یعنی کویت همان قدر شیعه دارد که عربستان سعودی (11 درصد) دارد. معمولا وقتی  هر کشوری، اقلیتی در آن وجود دارد، یا باید این اقلیت را راضی نگه دارد، یا به آنها سهمی در سیاست بدهد. ولی 11 درصد از دو میلیون نفر،  خیلی جمعیت زیادی نیست . طبق آماری که داریم اگر این جمعیت  شیعیانی باشند که از قبل بودند از نظر اقتصادی درحد بالایی هستند و توانسته اند یک سهم  اقتصادی خوبی داشته باشند و ریشه های بومی دارند. بنابراین کنترل اینها برای حکومت خیلی مشکل نیست.

به طور خلاصه آینده سیاست خارجی کویت به چه صورت خواهد بود؟

همه چیز بستگی به مسائل داخلی دارد. کویت علاوه بر مسائل داخلی اش معمولا نمی تواند سیاست خارجی مستقلی را داشته باشد. چون اگر سیاست خارجی را مثلثی بدانیم که در رأس آن سیاست خارجی است، در قاعده یکی وضعیت داخلی است و یکی وضعیت بین المللی. بنابراین اضلاع این مثلث به صورت دینامیکی بر هم تأثیر گذارند. یعنی وضعیت داخلی بر سیاست خارجی تأثیرگذار است. بنابراین وضعیت داخلی کویت ایجاب می کند که در سیاست خارجی تعادلی را برقرار کند. یعنی کویت نباید مانند عربستان جبهه گیری سرسختانه ای داشته باشد و باید با عربستان همگرا باشد تا بتواند با حفظ این تعادل در سیاست خارجی، منافع داخلی اش را حفظ کند. بنابراین به نظر من تغییر عمده ای ایجاد نخواهد شد. کویت ممکن است هر از چند گاهی اعلامیه ای علیه ایران صادر کند یا صحبتی علیه ایران انجام دهد، ولی در عین حال باید سعی کند روابط خوبش را با ایران حفظ کند. کویت نباید علیه عراق جبهه گیری سرسختانه ای داشته باشد و نمی تواند خلاف نظر عربستان کاری بکند. در عین حال نمی تواند از سیاست پر طمطراق عربستان حمایت کند. ولی در هر صورت چون وضعیت شکننده داخلی کویت چنین اجازه ای را نمی دهد، کارهای نیابتی انجام می دهد که علت آن این است که آمریکایی ها معمولا به عنوان نقطه اتکا هستند ولی تا به حال هم آمریکایی ها به غیر از امتیازات نفت درخواست بزرگی از کویت نداشته اند.

e-max.it: your social media marketing partner