اسماعیلیان گروهی از شیعیان هستند که امامت را به اسماعیل، فرزند امام جعفر صادق (ع) ختم می‌کنند و او را امام هفتم می‌دانند. اینان هم‌زمان با روزگارسامانیان سربرآوردند و سده‌ها با توان بسیار به پراکندن اندیشه خویش پرداختند. امروزه در ایران بسیار کمیابند و در برخی کشورها مانند:ایران،افغانستان،تاجیکستان،هندوستان ، تانزانیا ، کنیا و سایر ممالک پراکنده‌اند. در همین راستا برای بررسی بیشتر وضعیت فرقه اسماعیلیه گفتگویی با علیرضا ایمانی مقدم داشته ایم:

موسسه آینده پژوهی جهان اسلام: در یک سده اخیر تحولات در بین فرقه های اسماعیلیه چگونه بوده است؟

یکی از انشعابات اصلی مذهب شیعه گرایش اسماعیلیه است، که البته در طول تاریخ به دهها انشعاب دیگر انقسام پیدا کرده اند. ولی اکثر انها از بین رفته اند. ازبین از میان فرقه های انشعابی مذهب اسماعیلیه  5 یا 6 تا از این انشعابات تا امروز باقی مانده اند و  در این صد ساله اخیر هم چنان نفوذ و گسترش دارند. نخست دروزیان هستند، که در کشورهای سوریه ، لبنان و فلسطین حضور دارند. دوم نزاریان در شرق ایران و در کشورهای پاکستان و افغانستان و شمال آفریقا حضور دارند. سوم بهره ها هستند که عمدتا در هند حضور دارند. چهارم طیبیان اند که عمدتاً در یمن و جنوب عربستان سعودی قرار دارند. ازمیان انشعاباتی که در میان سالیان سال بوده اند، فعالیت و نفوذ داشتند و امروز از بین رفته اند، اسماعیلیان قرمطی و سلسله فاطمیان وهم چنین اسماعیلیه خالصه و اسماعیلیه مبارکه هستند. آنها جزء فرقه هایی هستند که سالیان سال منشا اثر بوده و اکنون از بین رفته اند.

موسسه آینده پژوهی جهان اسلام: گروه های مختلف اسماعیلیه بر چه بنیادهای ایدئولوژیکی و عقیدتی استوارند؟

شیعه زیدی و اثنی عشری اشتراکاتی در اصل تشیع و خلافت بلا فصل امیر المومنین بعد از پیامبر دارند ولی یک سری تفاوت هایی هم دارند. ما با اثنی عشری و زیدیه نسبتا راحت تر کنار می آییم. زیدیه ائمه ما را نفی نمی کنند. در حالی که ما تفاوت های زیر بنایی با اسماعیلیه داریم. قبلا به آنها به تعبیری ملاحده یعنی جمع ملحد می گفتند، یعنی کسانی که بعضی از مقدسات شریعت را از اساس  انکار می کنند. لذا کنار آمدن با آنها بسیار دشوار است. در واقع تفاوت هایی که  انشعابات اسماعیلیه با هم دارند، به مراتب بدتر از  تفاوت های ما با زیدیه  و یا حنفی با حنبلی دارد، یا شافعی با مالکی است. علت آن این است، که این تفاوت ها به مبانی فکری و اعتقادی بر می گردد. مثلا اسماعیلیه خیلی بروز و ظهور نمی دهد. اسماعیلیه عام مثل نزاریها باطنی هستند و عمدتا شریعت ندارند. یعنی تقیدات مذهبی ندارند. دروزیها هم معتقدند که بسیاری از قوانین شریعت نسخ شده است. اما بعضی از فرقه ها مثل بهره ها به شدت به مبانی دینی پایبندند. ضریح سابق امام حسین (ع) هدیه و وقف بهره ها بود. یا ضریح حضرت امیر وقف بقره ها است. یا مسجد کوفه از بیست سال پیش تا به الان خیلی تغییر کرده است، و بهره ها میلیون ها در آن خرج کرده اند. علی رغم این که آقای آقا خان در این کار ها خرج نمی کنند و در امور شریعت و امور ظاهری دین قدمی بر نمی دارند. اما فرقه اسماعیلیه بهره یعنی مستعلوی ها،  یعنی کسانی که معتقد به امامت مستعلی برادر نزار هستند در این امور هزینه می کنند.

موسسه آینده پژوهی جهان اسلام: حضور و نفوذ اسماعیلیه های جهان در کشورهای مختلف چگونه بوده است؟

اسماعیلیه عربستان سعودی کاملا منزوی هستند. شیعه های اثنی عشری در شمال شرق عربستان تا سه الی چهار میلیون هستند  در مناطق نفتی حضور دارند. بنابراین عربستان سعودی نمی تواند از این ها بی نیاز باشد.  در حالی که اسماعیلیه ها در جنوب در نجران وجنوب نجران و در مرز یمن بوده و عملا مطرود اند و قدرتی ندارند چون در تقیه شدیدند. در مقابل ثروتمندان بهره در منطقه هند و پاکستان حرف اول را می زنند،. حتی در امور سیاسی می توانند سلسله جنبانی کنند. آنها را اصطلاحا خوجه می گویند، که همان خواجه به معنی بزرگ  است. همچنین آنها در کشورهای غرب آفریقا زیادند و آنها چون حرف اول را در مسائل اقتصادی می زنند به همین نسبت درمسائل سیاسی یعنی تغییر نمایندگان پارلمان وتغییر دادن اوضاع سیاسی این کشورها نقش موثری را داشتند.

موسسه آینده پژوهی جهان اسلام: جایگاه همگرایی و وحدت در اندیشه های کنونی شاخه های مختلف اسماعیلیه در کجاست؟

اگر در بین آنها رهبری باشد که به دنبال این کار باشد، می تواند از این وجوه مشترک استفاده کند. عینا مثل قضیه شیعه در لبنان، وقتی که سید عباس موسوی (ره) شهید شد، جامعه شیعه لبنان دچاردو دستگی بود. یک عده جزء حزب الله بودند و عده ای جزء حرکت عمل بودند. اما وقتی که مرحوم سید عباس شهید شد و سید حسن نصرالله جای وی را گرفت. شارون گفت که ما رهبر حزب الله را کشتیم اما کسی روی کار آمد که از آن شجاع تر و سیاستمدار تر و زیرک است. این مثال ربطی به اسماعیلیه ندارد، اما حسن نصرالله توانست یک میلیون و نیم شیعه را منسجم کرد. سید حسن توانست با میشل عون مسیحی  قرارداد امضا کند و مسیحیت لبنانی را دوتکه کرد و یک عده به سمت حزب الله آمدند. چنانچه امریکاییها هم چند سالی است که سعی می کنند،  نبیه بری را کنار بزنند ولی سید حسن گفته است که  تا وقتی که  استاد نبیه بری هستند، ایشان باید رئیس پارلمان باشند. بنابراین با این تدبیر و سیاست توانسته است، جماعت شیعه را منسجم کند و زیر یک پرچم جمع کند. در این بین اگر کسی مثل حسن نصرالله در بین جماعت اسماعیلیه پیدا شود، آنها ظرفیت این را دارند، که انسجام و اتحاد پیدا کنند. یعنی وجوه مشترک در بین آنها وجود دارد ولی فقط یک نفر را می خواهد که قدرت و امکانات سیاسی و اقتصادی داشته باشد. اما با وضعیتی که در آن اسماعیلیه های یمن و جنوب عربستان طیبیان اند، اسماعیلیه ها شبه قاره بهره اند، اسماعیلیه های پاکستان وشرق ایران نزاریان اند، اسماعیلیه های شمال آفریقا خواجه اند و اسماعیلیه های  لبنان، سوریه و فلسطین هم دروزی اند و چون تشتت از نظر انشعابات فکری در بین آنها زیاد است، لذا بعید می دانم که به همین راحتی بتوان آنها را در زیر یک پرچم جمع کرد.

موسسه آینده پژوهی جهان اسلام: نگاهی دوجانبه اسماعیلیان و سایر گروه های اسلامی به هم چیست؟

نگاه خوبی نیست . شیعه اثنی عشری، شیعه اسماعیلی را شیعه باطنی می دانند، که بسیاری از مقدسات را انکار می کنند. دروزیها رسما می گویند، که در آستانه قیامت حضرت حاکم یعنی خلیفه ششم فاطمی، که رهبر دروزیان تلقی می شود از آسمان به زمین می آید و نفس و عقل را کنار کعبه سرمی برد. آنها قرانی بر وزن قرآن ما درست کرده و اسم ان را مصحف الدروس گذاشته اند. این کارها موجب نفرت امت اسلامی به صورت عموم می شود. اما عمده ی دشمنان اسماعیلیه جهان اهل سنت اند. آنها پا به پای کتاب هایی که علیه شیعه اثنی عشری نوشته اند، بلکه از آن صریح تر و گسترده تر را علیه اسماعیلیه نوشته اند. در این بین  نگاه اسماعیلیه به مذاهب نگاه باطنی است و خیلی بروز نمی دهند با این حال کنار می آیند و به همان عقیده ی دروزیها هستند. یعنی هرجا که رفتی باید تقیه کرده و زندگی کنی. این درجهان اسلام مشهور و جا افتاده است. مثلا ضرب المثلی در سوریه و لبنان وجود دارد که اگر شامت را کنار دروزی خوردی ، خوابت را در خانه مسیحی کن. یعنی اگر دروزیها دست سازش هم دهند اما آخر تو را ازبین می برند. این امر به دلیل عدم تفاهمی بین دروزیها و دیگران وجود داشته است.

موسسه آینده پژوهی جهان اسلام: وضعیت اقتصادی دروزیان مختلف در مناطق مختلف جهان چگونه است؟

متفاوت است. دروزیها  که در لبنان و فلسطین اشغالی اند، عمدتا کشاورزند. آنهایی که در سوریه اند همین طورند. اما خیلی از آنها به کشورهای دیگر مهاجرت کرده اند. برای مثال ما در آمریکای لاتین به خصوص در برزیل و کشور همسایه اش حدود 7 میلیون عرب داریم، که بخشی از آنها دروزی هستند . آنها به این مناطق رفته و اموالی به هم زدند و به مرور زبان عربی را فراموش کرده وزبان اسپانیولی و پرتقالی را فرا گرفته اند. بخشی دیگر از آنها به کشورهای اروپایی مهاجرت کرده و سالی یک بار به کشور خود سوریه یا فلسطینی می آیند و ثروت هنگفتی را هزینه می کنند. این نشان می دهد که در بین آنها به شدت اختلاف طبقاتی وجود دارد. آنهایی که توانسته اند، مهاجرت کنند به کشور خارجی رفته و اموالی به هم زده اند. بنابراین از نظر اقتصادی یکنواخت نیستند.

e-max.it: your social media marketing partner

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید