پیشتر عبدالفتاح سیسی، رئیس‌جمهوری مصر نیز خواسته خود را برای تشکیل نیروی مشترک عربی جهت مقابله با تروریسم مطرح کرده بود. برخي ديدار ملک سلمان بن عبدالعزیز و سیسی در ریاض را درباره پیشنهاد تشکیل یک نیروی عربی مشترک برای مبارزه با تروریسم مي دانند و برخي بر اين نظرند كه این نیرو حتی در صورت مخالفت اتحادیه عرب قرار  است ارتش عربي برای مقابله با خطرات و دخالت در مناطق بحران زده آمادگی داشته باشد .در این بین فرجام اين ارتش را در گفتگو با دكتر محمد جعفر آجرلو بررسی کرده ایم:

موسسه آينده پژوهي جهان اسلام:  گذشته طرح ارتش متحده عربی به چه زمانی بر می گردد؟

ارتش متحد عربی دارای یک سابقه نسبتا طولانی است. اما در این جا دو مسئله مطرح است، واژه ارتش متحد عربی از کی مطرح شده است؟ این یک مسئله  است و اقداماتی که ماهیت این ارتش متحد عربی در مقابل تهدیدات پیش رو شکل بگیرد، مسئله دیگری است. هرچند هر دو یک ماهیت به خود می گیرد. شکل گیری این ارتش به سال 2012 مربوط می شود، یعنی زمانی که بحث خروج ارتش آمریکا از عراق و افغانستان مطرح شد. در آن زمان آمریکا به این فکر افتاد که جای خالی خود را به وسیله ارتشی از کشورهای عربی پر کند. اما اگر به عقب تر برگردیم، یعنی اگر حمله عراق به کویت وباز پس گیری کویت توسط ایالت متحده آمریکا از عراق را مرور کنیم. در آنجا بحث هایی تحت عنوانی طرح 1+6 و 2+6 مطرح شد. گروه 1+6 متشکل از کشورهای حاشیه خلیج فارس و مصر بود و2+6 که نیروی متشکل از شش کشور حاشیه خلیج فارس و مصر و سوریه بود.  این طرح  در آن مقطع با شکست مواجه شد.  چون هم سوریه و هم مصر از لحاظ جغرافیایی جز کشورهای خلیج فارس محسوب نمی شدند. خود به خود از خارج شد و این طرح اجرایی نشد.

موسسه آينده پژوهي جهان اسلام: در چند ماه گذشته به این امر توجه بیشتری در رسانه های عربی توجه بیشتری شده است؟

حوادث یکی دو سال اخیر مقداری حساسیت شرایط را بالا برده است. کشورهای عربی به دنبال این بودند، که ضعف خود را با تشکیل نیروی متحد عربی جبران کنند. مسائلی که اتفاق افتاد، شکست پروژه به سقوط کشاندن بشار اسد در سوریه و قبل ازآن شکست طرح خلع سلاح حزب الله در لبنان، بحث انقلاب بحرین و به قدرت رسیدن شیعیان در عراق و اخیرا هم بحث به قدرت رسیدن حوثی ها در یمن مهم است. مجموعه این عوامل باعث شد، که کشورهای حاشیه جنوبی خلیج فارس و کشورهای مقابل خط مقاومت ، همراه و همگام با ایالت متحده آمریکا و اسرائیل طرحی را مطرح کنند، تا به واسطه شکل گیری یک نیروی منسجم عربی یا به تعبیری متشکل از کشورهای شورای همکاری خلیج فارس و بحث های وارد کردن اردن و مراکش، آن را پيگيري كنند. اخیرا هم ژنرال السيسی در مصر این مسئله را مطرح کرده است. از طرف دیگر احمد الطیب رئیس الازهر هم این مسئله را مطرح کرده است، که به منظور جلوگیری و مقابله با تروریسم ما نیازمند این هستیم، که یک نیروی متحد عربی را شکل دهیم. البته این پوسته و ظاهر قضیه است، که به بهانه ی مبارزه با تروریسم و یا به تعبیری داعش و سازمان های مشابه آن، مطرح می شود، ولی در کنه قضیه، مطلب این است، که کشورهای خلیج فارس و کشورهای عربی که مقابل خط مقاومت قرار دارند، از قدرت یابی ایران و هم پیمانانش در منطقه احساس هراس می کنند و به دنبال این هستند که جلوی پیشرفت خط مقاومت را در منطقه سد کنند.

موسسه آينده پژوهي جهان اسلام:  در وضعیت کنونی تشکیل چنین نیروی نیازمند چه بسترها و تمهیداتی است؟

هر نوع اتحاد بویژه اتحاد نظامی، پیش زمینه هایی را نیاز دارد. ابتدا هماهنگی های اقتصادی و سپس هماهنگی های سیاسی است و نهایتا می تواند با پیشرفت همزمان اتحاد اقتصادی و اقتصاد سیاسی به اتحاد نظامی منجر شود. اما ما چنین وضعیتی را در منطقه شاهد نیستیم. کشورهای عربی پیوند اقتصادی منسجمی ندارند و همه کشورهای اسلامی به تعبیری وارد کننده هستند و با یکدیگر تعامل اقتصادی ندارند. این کشورها در بعد اقتصادی فاقد انسجام  و استحکام لازم هستند. ضمن این که به تعبیری اگر هم پیوند اقتصادی وجود دارد، یک طرفه است که متکی به درآمدهای کشورهای ثروتمند عربی ، که در راس آنها عربستان و قطر و تاحدودی امارات متحده عربی قرار دارد است و بقیه کشورهایی هم که درخارج ازمنطقه حضور دارند، و خواهان پیوستن به این ارتش هستند، عمدتا به دنبال اینند، که ضعف های اقتصادی و نظامی خود را به واسطه استفاده از بذل و بخشش های سخاوتمندانه دول عربی خلیج فارس تامین کنند. به نوعی می توان گفت که هر کدام از این کشورها به دنبال هدف واحدی نیستند، بلکه هر کدام اهداف خاصی را دنبال می کنند که بیشتر متشطط است و می تواند با هم در تضاد باشد.

موسسه آينده پژوهي جهان اسلام:  در داخل اتحادیه چند نوع نگاه نسبت به تشکیل ارتش عربی وجود دارد؟

یک نگاه، نگاه شورای همکاری خلیج فارس است که در راس آن عربستان قرار دارد.  در خود همین نگاه، کشورهای شش گانه کشورهای حاشیه جنوبی خلیج فارس نگاه ثابت و یکسانی ندارند. به نوعی عربستان، امارات متحده عربی و بحرین در یک جبهه قرار می گیرند، که عمدتا همراه و هم هدف هستند. در مقابل این ها کشورهای عمان، قطر و کویت قرار دارند، که رویکرد آنها با سه کشور اول متفاوت است. در چند ماه گذشته این مسئله باعث شد، که کشورهاي سه گانه عربستان، بحرین امارات سفیران خود را از قطر فرا بخوانند و بعدا با وساطت هایی آنها مجددا برگشتند.

موسسه آينده پژوهي جهان اسلام:  سایر دیدگاه ها در حوزه ی دیگر چیست؟

سایر دیدگاه ها به کشورهای خارج از منطقه بر می گردد. در خارج از منطقه قدرتمندترین کشور عربی که نیاز به دلارهای نفتی منطقه دارد، مصر است. مصر به نسبت بقیه کشورهای عربی نزدیکی بیشتری با شبه جزیره عربستان ومنطقه خلیج فارس دارد. ژنرال السیسی و زمامداران مصر نگرانی ها و دل مشغولی های خاص خود را دارند. با قدرت گرفتن حوثی ها در یمن این مسئله بیشتر تشدید شده است. بخش عمده درآمد مصر از طریق خط عبوری است که از کشورهای عبوری از کانال سوئز دریافت می کند. بخش عمده تردد بین اقیانوس اطلس، کانال سوئز و تنگه باب المندب صورت می گیرد. در واقع همه این شناورها ابتدا باید از کانال سوئز و سپس تنگه باب المندب عبور کنند. اگر این تنگه ناامن جلوه داده شود. خود به خود کانال سوئز از اهميت خارج می شود و درآمد اقتصاد مصر کاهش پیدا می کند. این یک بخش از قضیه است، از طرف دیگر عربستان مصر را تشویق می کند که در حوادث یمن دخالت کند وبه نوعی حفظ تردد شناورها از تنگه ی باب المندب را تامین کند.

موسسه آينده پژوهي جهان اسلام:  سایر کشورهای مثل الجزاير و  مغرب چه نگاهی به تشکیل این ارتش دارند؟

کشورهای دیگر که عملا از مسئله ای که در شرق جهان عرب یعنی در منطقه خلیج فارس و پیرامون دریای سرخ اتفاق می افتد، خارج هستند و آنها خیلی دغدغه ای را که کشورهای خلیج فارس و مصر را ندارند.

موسسه آينده پژوهي جهان اسلام:  کشورهایی مثل عراق، لبنان و سوریه چه نگاهی به تشکیل این ارتش دارند؟

خط این کشورها با کشورهای عرب نامبرده متفاوت است. عراق، سوریه و لبنان مورد هجوم تروریست هایی قرار گرفته اند که مورد حمایت کشورهایی هستند که به دنبال تشکیل  ناتوی عربی یا ارتش متحد عربی هستند. این کشورها در خط مقاومت و در محوری هستند، که محور اصلی آن ایران است.

موسسه آينده پژوهي جهان اسلام:  آینده ی تشکیل ارتش متحد عربی به چه سمت و سویی سوق پیدا خواهد کرد؟

به نظر می رسد که آینده ارتش متحد عربی چشم انداز خیلی روشنی نداشته باشد. علت آن هم به سوابق بر می گردد. در زمان ناصر اتحادیه عرب شکل گرفت و قرار بود که کشورهای عربی متحد عمل کنند. اما در جنگی که بین اعراب و اسرائیل رخ داد، آنها یک ارتش متحدی را شکل داده بودند، اما بر سر فرماندهی این نیروهای مسلح عربی به تعارض رسیده و نتوانستند کارآیی مناسبی از خود نشان دهند. این مسئله باعث شد که در جنگ 73 و درسال 67 به بعد و در سال 1973 از ارتش صهیونیست شکست سختی بخورند.

موسسه آينده پژوهي جهان اسلام:  با توجه به وضعیت موجود آیا این ارتش متحد تشکیل می شود؟

به نظر من ممکن است به صورت نمادین شکل بگیرد. اما کارآیی آن چنانی نخواهد داشت. چون اهداف این کشورها با هم مشترک نیست. مصر به دنبال اهداف خاص خود است. کشورهای حاشیه خلیج فارس به دنبال اهداف خود هستند. کشور عربستان دل مشغولی های خاص خودشان را دارد. کشورهای خارج از منطقه مثل اردن، مغرب و یا الجزایر (که زمزمه هایی وجود دارد که به این گروه بپیوندند) باز هم دل مشغولیهای خاص خود را دارند . لذا انسجام کلی در بین آنها وجود ندارد. اما آن چیزی که میتواند مطرح باشد، این است که آمریکاییها از این روند می توانند استفاده کنند. به این صورت که کشورهای عربی  و اسلامی را به خود مشغول می کنند و از این منظر فرصت تنفسی به رژیم اشغالگر قدس می دهند. اخیرا هم در بحث مذاکرات هسته ای که بین ایران و غرب مطرح است و زمزمه هایی از توافق به گوش می رسد، مسئله ایران هراسی را بیشتر تشدید کرده است.از طرف دیگر وقتی یک سازمان نظامی مشترک شکل می گیرد، نیازمندیهای تسلیحاتی آنها افزایش پیدا خواهد کرد. این مسئله روند خرید تسلیحاتی را تشدید می کند و باعث رونق گرفتن بازارتسلیحاتی و کارخانجات اسلحه غرب خواهد شد.

e-max.it: your social media marketing partner

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید